حسرت نبرم به خواب آن مرداب

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کارام درون دشت شب خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است

#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۰)

این متن مود این روز هامونه:وقت برای انجام کار اضافه نداشت،شب...

فیک جونگکوک

جاده بی راهه

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

قایقی خواهم ساخت ..

### پارت دوازدهم: طوفان پیش از نبردنور کم‌نورِ چراغ‌های کافه...

....پارت بیستم....

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط