{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادتان میاد

یادتان میاد
چقدر زندگی کردیم
چقدر عاشق شدیم
با این شعر
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم....
پس کجا رفت مهتاب
پس کجا ماند آن شب
همه اش افسانه بود
دیدگاه ها (۱)

فقط برای خودم هستم ” مـــن…! ”خودِ خودم ـ ـ ـ …نه زیبایم و ن...

کــآش فقـــط بودی ... وقتی بغـــض میکردم ...بغلــــم میکردی ...

خیلی ها هستندکه تو نیستی...نمی شود جای خالی ات را نفس کشید ....

عاشق یکی شدم که نباید میشدم ....یکی که بالا برم پایین بیام ...

بی تو مهتاب شبى باز ولش كن ديگراين منِ بی تو مگر كوچـه خياب...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

شب‌نشینان، عاشق افسانه‌های زلف تو،صبح‌خیزان، واله‌ی چاک گریب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط