{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرفته است.

دلم گرفته است.
به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم،
چراغ های رابطه تاریکند.
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد.،.،
کسی مرا به میهمانی کلاغ ها نخواهد برد،
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است.
دیدگاه ها (۷)

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می‌پرسید چرا نگاهت آنقدر غمگین ...

دلت تنگ یک نفر که باشد!تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذرد...

اینجا زمین است.... رسم آدم هایش عجیب.... اینجا گم که بشوی به...

همه مرا با خنده های با صدا می‌شناسند.... اما.......این بالش ...

♦️با توجه به علت جذب حشرات به نور لامپ، برخی دانشمندان معتقد...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹اعتیاد به آدم‌ها ؛‌بدترین نوع اعتیاد است.‌#ریچ...

ابزاری که همگان استفاده می کنند جز جمهوری اسلامی !نشریه Fore...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

p10

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۶: مسیرِ انحرافینگاهش مثلِ تیغ رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط