چند پارتی دراکو(درخواستی)
چند پارتی دراکو(درخواستی)
تو بغلش کردی و اون محکم تر بغلت کرد و بهش گفتی:عزیزم منو ببخش که باهات بد حرف زدم.
دراکو:اشکال نداره کارامل.کی تموم میشه؟
ا/ت:فک کنم فردا؛حالا چطور؟
اممم،یا خدااااا ا/ت ببین دراکو چیز-
دراکو محکم لباشو به لبات میکوبه و لبات و میمکه.
میگه:فردا منتظرم هانی،و بعد رفت!
فردا:
بلند شدی و به صورتت اب زدی و پی ام است تموم شده بود.
یاد حرف دیشب دراکو افتادی؛ا/ت واییی یادم رفته بود سریع رفتی جلو اینه.
یه ارایش کردی و رژ قرمز مورد علاقش رو زدی و لباس پوسیدی و منتظر موندی.
دراکو اومد و با دیدن تو چشاش برق زد.
سریع رفتی سمتش و دستت رو دور گردنش انداختی و یه بوسه ای رو شروع کردی.
و اون بوسه رو عمیق کرد،بعد بوسه ای طولانی تورو انداخت رو تخت و لباسات رو اروم اروم در اورد.
توهم اروم دکمه های پیراهنش رو باز کردی و دیگه کامل لخت بودید.
که نگاهت به گردن سفید دراکو افتاد و اروم اروم...
تو خماری نگهتون میدارم یاه یاه🤓🤏
تو بغلش کردی و اون محکم تر بغلت کرد و بهش گفتی:عزیزم منو ببخش که باهات بد حرف زدم.
دراکو:اشکال نداره کارامل.کی تموم میشه؟
ا/ت:فک کنم فردا؛حالا چطور؟
اممم،یا خدااااا ا/ت ببین دراکو چیز-
دراکو محکم لباشو به لبات میکوبه و لبات و میمکه.
میگه:فردا منتظرم هانی،و بعد رفت!
فردا:
بلند شدی و به صورتت اب زدی و پی ام است تموم شده بود.
یاد حرف دیشب دراکو افتادی؛ا/ت واییی یادم رفته بود سریع رفتی جلو اینه.
یه ارایش کردی و رژ قرمز مورد علاقش رو زدی و لباس پوسیدی و منتظر موندی.
دراکو اومد و با دیدن تو چشاش برق زد.
سریع رفتی سمتش و دستت رو دور گردنش انداختی و یه بوسه ای رو شروع کردی.
و اون بوسه رو عمیق کرد،بعد بوسه ای طولانی تورو انداخت رو تخت و لباسات رو اروم اروم در اورد.
توهم اروم دکمه های پیراهنش رو باز کردی و دیگه کامل لخت بودید.
که نگاهت به گردن سفید دراکو افتاد و اروم اروم...
تو خماری نگهتون میدارم یاه یاه🤓🤏
- ۱۸۲
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط