{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه شهید آوینی به حاتمی کیا

نامه شهید آوینی به حاتمی کیا
بخش(4پایانی)

...و آنچه باقی می ماند ریكاری است یك ریاكاری موجه.
تو می خواسته ای كه جوابی سزاور به فیلم بدون دخترم هرگز داده باشی و ده ها فیلم دیگری كه از دینداران ایرانی چهره ‌ای پلید به نمایش می گذارند، و چنین كره ای و خواه ناخواه انتخابی چنین اقتضائات خاص خویش را به درون قصه فیلم كشانده است پس سعید بسیجی كه برای درمان چشم‌های خویش به آلمان فرستاده شده است باید خواهری مهاجر داشته باشد كه به مردی آلمانی شوهر كرده است آندریاس مرد شریفی است اما بتی محمودی چنین نبود. قصه فیلم می بایست كه در تقابل سعی و خواهرش شكل بگیرد، یعنی خواهر سعید می بایست ضد جنگ باد و سعید یك بسیجی معتقد و چنین است. اگر بخاهیم كه عمق مظلومیت بسیجیان را در این جنگ نابرابر بیان كنیم و پرده از ذات پلید سلاح های شیمیایی برگیریم می بایست كه سعید در برابر عوارض شیمیایی از پای در آید در حالی كه فرزندان تازه به دنیا آمده است كه چنین شده است و باز هم برای آنكه این تراژدی عجیب معنوی در عین حال طبیعت حیات انسانی را از كف ندهد می بایست كه سعید را شدت غلبه رنج به شكایت بكشاند. اما باز هم به درگاه خدا، نه كس دیگر و برای آنكه این تراژدی كامل شود می بایست كه همسر سعید با آن چادر و مقنعه سیاه به غرب رنگارنگ سفر كند و در پشت شیشه‌های قرنیطیه بیمارستان شاهد شهادت سعید باشد كه اكنون دیگر آرامش خود را بازیافته است... و باز هم چنین شده است .
هرگز قصد نداشتم كه نقد فیلم بنویسم و اگر ضرورتی در میان نبود از نگاشتن همین چند جمله نیز پرهیز می كردم تو میراث دار امیر اسكندر یكه تاز هستی و من نمی دانم به تو چه بگویم جز اینكه همین طور بمان اگر چه می دانم زیستنی چنین كه تو داری چقدر دشوار است و عجب جراتی می خواهد.

یك دوست زمان جنگ
دیدگاه ها (۵)

در غم هجر رخ ماه تو در سوز و گدازیمتا به کی زین غم جانکاه بس...

من يكي وقتي سر چند شماره از مجله سوره نامه تندي به سيد نوشتم...

نامه شهید آوینی به حاتمی کیابخش(3)دو بار از كرخه تا راین،‌را...

نامه شهید آوینی به حاتمی کیابخش(2)بهشت ارزانی عقل اندیشان، ا...

ــ دوستش داشتی؟ــ آری...چون جان خویشــ چقدر؟ــ به وسعت تمامی...

نقد فیلم «تابستان داغ»

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط