{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کند

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کند
شیر دوراندیش با آهو مدارا می‌کند

زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست
آب را گرمای تابستان گوارا می‌کند

جز نوازش شیوه‌ای دیگر نمی‌داند نسیم
دکمه‌ی پیراهنش را غنچه خود وا می‌کند

روی زرد و لرزشت را از که پنهان می‌کنی؟
نقطه ضعف برگ‌ها را باد پیدا می‌کند

دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیش‌تر
پشت عاشق را همین آزارها تا می‌کند

از دل هم‌چون زغالم سرمه می‌سازم که دوست
در دل آیینه دریابد چه با ما می‌کند

نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز
عاشقی چون من فقط او را تماشا می‌کنم
دیدگاه ها (۳)

شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشدهرچه خوبی بکنی با دل تو بد ب...

هوا را از من بگیراماخنده ات را نهخنده ات ک رها می شودو پرواز...

تا چه پیش آید برای من... نمی دانم هنوز!دوری از تو می شود منج...

خیلی وقتا آدم نمی دونه چه مرگشهآدم دلش می خواد درباره ش با ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط