پارت۵:
پارت۵:
جیمینو از خودم دور کردمو و گفتم:جیمین الان وقته این کاراس بدو بریم دنبالشون
جیمین نمیتونم خودمو کنترل کنم
من:وایییی جیمین بدو بریم
رفتیم داخل دیسکو دیدیم هانیا و کوکی دارن میرقصن رفتیم پیششون و وقتی منو دید به تته پته افتاد منم دستمو گذاشتم رو شونش و گفتم اشکال ندارع منم با جیمین اشتی کردیم و تا اینو شنید اوم بغلمو گفت:وای خیلی خوشحال شدم ارت
من:خب حالا بیاین به این مناسبت جشن بگیریم
کوکی:وای من عجب زن داداش پایه ای دارم
من:مگع قراره زنداداشت شم
تا اینو گفت دوزاریم افتاد
اونا امشب نقشه داشتن ک منو جیمین باهم اشتی کنیم و قرار بود ازم خاستگاری کنع واییی باورم نمیشد
جیمین رو پاش زانو زد گفت :میشه تا اخرین نفسم دلیلش تو باشی
ب تته پته افتادم همه داشتن مارو نگا میکردن و گفتم:ارع بله ک میشه
همه دست زدن لبمو گذاشتم رو لباش اهنگ پلی شد زوجا داشتن میرقصیدن و هانیاو کوکی رفتن تو اتاق کوچیک تو دیسکو منو جیمینم از فوضولی داشتیم میمردیم رفتیم اونجا وایسادیمو و صداشونو گوش کردیم
هانیا:جیمین تو چطوری انقد دوسم داری
کوکی:دوس داشتن بنظرم دلیله خواستی نمیخواد تو همهجات دوس داشتنیه
هانیا:وای کوکی خیلی رمانتیکی عشقم
کوکی:اوووووه بیبی گرل میدونم
هانیا و کوکی لباشونو رو لبه هم گذاشتم اینارو لای در میدیدیم کوکی دستشو برد سمته شواره هانیا و
هانیا گفت:واییی ککی ن الان ن نمیشه
کوکی:باشع مجبورت نمیکنم بیبه
هانیا:وایییی اینن جئون جانگ کوکه ک این حرفو میزنه
کوکی:میبینی ک خودمم
درو نگا کردن و سریع فرار کردیم
نفهمیدن ما هستیم خیالمون راحت شد
جیمین گفت میشه امشب بیاین خونهی ما گفتم نمیدونم
رفتم دوباره اونجا درو زدم و گفتم میشه بیام تو گفت بیا تو صدای هانیا بود
رفتم تو گفتم :هانیا امشب بریم خونه ی جیمین
کوکی:اره خوب میشه بیاین دیگه هانیا!!!لطفا
هانیا:اخه...اخه مامان
من:لون بامن ی جوابی سره هم میارم
کوکی:واییی ارته مهربونمون رونمایی شد شما دوتا اصن مثه هم نیستین
هانیا:بعله عشقم اینجوریاس
جیمین اومد تو و گفت تموم شد ؟میاین؟
من:ارع عشقم میایم
جیمین:ایول
دوباره ی بوس کوچولو از لبم گرفت طعمه لباش دیوونم میکرد
گفتم:جیمین عشقولک بازی بسه بریم
جیمین:چشم خانوم محترممم
رفتیم و توراه بطری ویسکی تو دستمون بود میخوردیم و میخندیدیم ...
بهترین شب زندگیم بود
رسیدیم خونه ...
هی همو نگا میکردیم اینجاس کلیدو زدم تو قفل خودش بود رقتیم داخل
جیمینو از خودم دور کردمو و گفتم:جیمین الان وقته این کاراس بدو بریم دنبالشون
جیمین نمیتونم خودمو کنترل کنم
من:وایییی جیمین بدو بریم
رفتیم داخل دیسکو دیدیم هانیا و کوکی دارن میرقصن رفتیم پیششون و وقتی منو دید به تته پته افتاد منم دستمو گذاشتم رو شونش و گفتم اشکال ندارع منم با جیمین اشتی کردیم و تا اینو شنید اوم بغلمو گفت:وای خیلی خوشحال شدم ارت
من:خب حالا بیاین به این مناسبت جشن بگیریم
کوکی:وای من عجب زن داداش پایه ای دارم
من:مگع قراره زنداداشت شم
تا اینو گفت دوزاریم افتاد
اونا امشب نقشه داشتن ک منو جیمین باهم اشتی کنیم و قرار بود ازم خاستگاری کنع واییی باورم نمیشد
جیمین رو پاش زانو زد گفت :میشه تا اخرین نفسم دلیلش تو باشی
ب تته پته افتادم همه داشتن مارو نگا میکردن و گفتم:ارع بله ک میشه
همه دست زدن لبمو گذاشتم رو لباش اهنگ پلی شد زوجا داشتن میرقصیدن و هانیاو کوکی رفتن تو اتاق کوچیک تو دیسکو منو جیمینم از فوضولی داشتیم میمردیم رفتیم اونجا وایسادیمو و صداشونو گوش کردیم
هانیا:جیمین تو چطوری انقد دوسم داری
کوکی:دوس داشتن بنظرم دلیله خواستی نمیخواد تو همهجات دوس داشتنیه
هانیا:وای کوکی خیلی رمانتیکی عشقم
کوکی:اوووووه بیبی گرل میدونم
هانیا و کوکی لباشونو رو لبه هم گذاشتم اینارو لای در میدیدیم کوکی دستشو برد سمته شواره هانیا و
هانیا گفت:واییی ککی ن الان ن نمیشه
کوکی:باشع مجبورت نمیکنم بیبه
هانیا:وایییی اینن جئون جانگ کوکه ک این حرفو میزنه
کوکی:میبینی ک خودمم
درو نگا کردن و سریع فرار کردیم
نفهمیدن ما هستیم خیالمون راحت شد
جیمین گفت میشه امشب بیاین خونهی ما گفتم نمیدونم
رفتم دوباره اونجا درو زدم و گفتم میشه بیام تو گفت بیا تو صدای هانیا بود
رفتم تو گفتم :هانیا امشب بریم خونه ی جیمین
کوکی:اره خوب میشه بیاین دیگه هانیا!!!لطفا
هانیا:اخه...اخه مامان
من:لون بامن ی جوابی سره هم میارم
کوکی:واییی ارته مهربونمون رونمایی شد شما دوتا اصن مثه هم نیستین
هانیا:بعله عشقم اینجوریاس
جیمین اومد تو و گفت تموم شد ؟میاین؟
من:ارع عشقم میایم
جیمین:ایول
دوباره ی بوس کوچولو از لبم گرفت طعمه لباش دیوونم میکرد
گفتم:جیمین عشقولک بازی بسه بریم
جیمین:چشم خانوم محترممم
رفتیم و توراه بطری ویسکی تو دستمون بود میخوردیم و میخندیدیم ...
بهترین شب زندگیم بود
رسیدیم خونه ...
هی همو نگا میکردیم اینجاس کلیدو زدم تو قفل خودش بود رقتیم داخل
۲۴.۷k
۱۳ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۹)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.