{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوگند به آن حس غریبانهٔ چشمت

سوگند به آن حس غریبانهٔ چشمت
بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم

رفتی و دلم بست به سوی همه در را
جز روی تو در را به کسی باز نکردم

گفتم که بگویم غزلی لایق عشقت
حس غزلم را به تو ابراز نکردم

شب‌ها که به خاطر گذرد یاد عزیزت
در خواب به جز نام تو آواز نکردم

زنجیر به پای دل من بست نگاهت
بی حال و هوای تو که پرواز نکردم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

با دل دیوانه من یار باشی محشر استمن بیایم خانه ات بیدار باشی...

هر زمان بی‌کس شدی تنها شدی یادم بکنهر زمان هم خانه با غم‌ها ...

زلف تو همچون شب جنگ جَمَلکُشته فراوان بدهد در جَدَل!گشته کمی...

زلف تو همچون شب جنگ جَمَلکُشته فراوان بدهد در جَدَل!گشته کمی...

سوگند به آن حس غریبانه‌ی چشمتبی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم گ...

سوگند به آن حس غریبانه‌ی چشمتبی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم گ...

سوگند به آن حس غریبانهٔ چشمتبی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم رف...

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم ...

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم ...

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم ...

سوگند به آن حس غریبانهٔ چشمتبی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم رف...

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط