{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من درشب پرم از فریاد سکوت...

من درشب پرم از فریاد سکوت...

من درنیمه شب تنهایی ام

میلغزم درآغوش خواب...

تو بگو کجایه این شب بستر گزیده ای

که دور ازمن و بامن هم آغوشی...
دیدگاه ها (۱)

تا نوشتم عشق را دیدم که خودکارم گریستبعدِ آن هر واژه ای از ح...

خـَـَـــَدا…. اینقدر تو خودم ریختم ، که از سرمم گـَذشـَـَـــ...

چقدر سـخته منتظر کسی باشی کـــــــــ...

‌ سراب را بهــانه کُن، تیممی ز عشق کُن یکی نشسته دردلت،تبسمی...

پنهانت میکنم ...پشت پلک شب !زیر سایه ی شمعدانی ها !دردهان صن...

«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه نگفتم، به ز...

*ای پادشه_خوبان داد از غم_تنهایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط