{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر این پنجره بگشای که من

دیگر این پنجره بگشای که من
به ستوه آمدم از این شبِ تنگ
آری، این پنجره بگشای که صبح
می‏‌درخشد پسِ این پرده‏‌ٔ تار..
هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

🍓 محفل تون گرم از عطر محبت🎊 خنده هاتون تموم نشدنی🍓 دلخوشی ها...

🌸 عصرتون💗 پر از شادی های بی دلیل🌸 دلـــتان گرم از آفتاب امید...

در سه کلمه می‌توانم هر چه را راجع به زندگی یاد گرفته‌ام بیان...

من آن ماهم که اندر لامکانممجو بیرون مرا در عین جانمتو را هر ...

صبح است همه عاشقی آغاز کنید در تار زمین شعر و غزل ساز کنید خ...

شب فرو می افتادبه درون آمدم و پنجره ها رابستمباد با شاخه در ...

فرق بین صبح تا شب و شب تا صبح با جنگکوک ، جین ، نامجون و تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط