{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ادامه

در ادامه...
🎴🎴🎴🎴🎴🎴🎴🎴🎴🎴🎴
ران تصمیم گرفت پیش ا.ت بمونه چون منو زیبایش شد
ریندو : ران بیا شام
ران : بعدا میام ...
و ران روی زمین رو به روی ا.ت نشسته بود و گونه اش رو نوازش میکرد و زیر لب جمله ای رو گفت : عاشقش شدم ....مثل دختر های دیگه نیست.... متفاوته....خیلی دوست دارم اعتراف کنم ولی ....میترسم :)
ا.ت آروم آروم بیدار شد و پلک هاش رو باز کرد و با صدای خواب آلود گفت : اممم....سسلام ران (خمیازه میکشه)
ران : بیدار شدی لیدی
ا.ت سرخ شد
ران: ا.ت ...میشه ی چیزی بگم؟
ا.ت :بفرما
ران :میشه ... بغلت کنم؟
ا.ت تعجب کرد و با لبخند گفت: البته
* ا‌.ت دست هاشو باز کرد *
ران محکم بغلش کرد انگار کسی تا حالا بغلش نکرده بود
ران اندر ذهن :
خیلی حس خوبیه .... دوسش دارم ... بغل کردنش از حرف زدن بهتره
ا.ت ران و بغل میکنه و میپرسه: چی شد که خواستی بغلم کنی؟
ران: حالم گرفته بود(دروغ)
ا.ت : واقعا؟( نگران)
ران : یکم
ا.ت ران و محکم ار بغل میکنه
ران تعجب کرد که ی نفر دلش به حالش بسوزه
ا.ت : الان خوبی؟!
ران:ا..اره ( با لبخند)
ران :ی چیزی بگم؟
ا.ت از بغل ران میاد بیرون:بگو
ران :چشمات رو ببند
ا.ت با شک چشماش رو می بنده و بعد چشماش رو باز میکنه و تعجب میکنه چون ران ازش لب گرفته بود
ویو ران :
دستام و گذاشتم رو گونه اش و بوسیدم لباش خیلی نرمن مثل موچی .
ا.ت بشدت سرخ شده بود که یهو ....
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
ببخشید که پارت کوتاه بود تا پارت بعدی...
بای بای😁😘
دیدگاه ها (۵)

( نکته :این سناریو به سناریو قبلی ربطی نداره)🐬🐬🐬🐬🐬🐬🐬🐬🐬🐬🐬🐬🐬🐬🐬...

ناز نیست؟

به عنوان دوست پسر شما:اگه تولدت باشه:برات با واکاسا سورپرایز...

عرررررررر وارد اکسپلوررررررررر شدیمممممم🤩🤩🤩🤩🤩🤩😍🤣

پارت جدیددددددد 🥳 ریندو شیپ باشه خوبه ؟؟🧐🤔ریندو : به هر حال ...

"سرنوشت "فصل ۲p,25...ا/ت : هوم .....نینی ساکت شد ...اروم بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط