{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سمی و زیبا مثل گل های لیلیوم p

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p¹⁷ »
‌‌‌‌ ‌
دابی با صدایی که از اعصبانیت‌ بم شده بود گفت : قهرمان های بی لیاقت‌
اما بازم نمیتونست‌ جلوی ضربان تند قلبش رو بگیره‌
لیلیا با سرعت پشت دابی ظاهر شد و لگد محکمی به پشتش طد که باعث شد از اتاقش بیوفته بیرون
دابی چشمش به توایس که داشت برای زنده موندن ناله میکرد اما دیگه جونی براش نمونده بود و به هاکس که بالا سر توایس بود نگاهی پر از نفرت و تعجب انداخت‌ و شعله ها بیشتر روی دستش سوسو زدن و تصمیم گرفت لیلیا رو با اسپینر‌ تنها بزاره و خودش بره سراغ هاکس
لیلیا سریع از حملات اسپینر جا خالی میداد هرچی دم دستش میومد به سمتش پرت میکرد و دوتا شمشیرزن‌ کاربلد حالا باهم روبه رو شدن‌
بقیه افراد عمارت‌ آزادیخواه با سرعت بیرون اومدن و بچهای کلاس ۱-آ ، ب-۱ و بقیه بچهای دبیرستان هم اومده‌ بودن
و اکثرشون هم به کمک بقیه قهرمان ها به مناطق دیگه رفته بودن
افراد عمارت آزادیخواه با قهرمان ها شروع به نبرد کردن
از توی ایرپاد خبر رسید که شیگاراکی بیدار شده و لیلیا و هاکس با شنیدن این خبر تعجب و تردید توی چشم هاشون مشخص میشد و اطلاعات به دستشون رسیده بود که ۷ نومو‌ آزاد شدن‌ و توی بیمارستان درگیری رخ داده و هر لحظه ممکنه که غول جنگی بیدار بشه‌
جنگ عظیمی میون‌ دابی و هاکس شکل گرفت اما دابی بلاخره از نقطه ضعف هاکس استفاده کرد و بال های هاکس رو سوزوند‌
هاکس ناگهان با سوختن بال های روی زمین افتاد و سعی میکرد باهاش رو خاموش کنه و چهره اش از سوزش و درد درهم رفته بود‌
توی همین لحظه لیلیا اسپینر رو شکست داد و یهو عمارت از پاشید و همه به هوا پرتاب شدن اما لیلیا تونست واکنش نشون بده و هاکس رو بگیره و به سمت کمپ درمانی همراه توکویامی ببره
لیلیا اروم بغض میکنه : هاکس... زنده بمون لطفا!
و بعد دوباره به سمت عمارت میره و با غول جنگی که داره نعره میکشه مواجه میشه
تمام اعضای لیگ ، دابی ، توگا ، اسپینر ، و یکی از هکر های ازادیخواه‌ سوار ادن قول بودن
لیلیا روبه دختر کوهی میکنه و داد میزنه : فقط تو میتونی از پسش بر بیای همین حالا جلوشو بگیر‌
و خودش با یه وِرد کل افراد آزادیخواه رو شکست میده‌ و افرادی که نیاز به کمک داشتن رو به سمت کمپ میبره‌
وقتی برمیگرده متوجه میشه خبری از نید نایت ، و دختر کوهی نیست اما الان وقت خوبی برای فکر کردن نبود و با سرعت همراه غول جنگی شروع به دویدن میکنه‌ و طریق ایرپاد به بقیه پیامی میرسونه : غول جنگی در عرض ۱۰ دقیقه به بیمارستان و منطقه ۴ میرسه همین الان اونجارو تخلیه کنین شیگاراکی ببرین سمت منطقه ۵ که از قبل تخریب شده غول جنگی میاد دنبال اون حالا!
‌‌غول جنگی نزدیک شهر میشه و لیلیا شروع میکنه به تند تر از غول جنگی دویدن و به سمت منطقه ۵ میره و از طریق ایرپاد به پشتیبانی پیامی میرسونه: شیگاراکی کجاست؟
پشتیبانی : منطقه ۵ اون الان اونجاست‌
لیلیا : لعنت بهش به هر حال باید از منطقه چهار عبور کنه ، سخت بنیاد گاراکی‌ دستگیر شد؟
سخت بنیاد : اره شده ، (صدای نبرد و انفجار)
لیلیا در عرض چند دقیقه زودتر از غول جنگی به منطقه ۵ میرسه

#دابی #تودوروکی #تویا #هاکس #مای_هیرو_اکادمی #فن_فیک #شوتو #اندوور‌ #رمان_تویا #وانشات_تویا #فن_فیک_دابی #مدرسه_قهرمانانه_من
#داستان_دابی #رمان_دابی‌ #وانشات_دابی
دیدگاه ها (۲)

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p¹⁸ »‌‌‌‌ ‌لیلیا در عرض چند...

این حاج خانمی‌ که مشاهده میکنین که ماشالا به چشم برادری خیلی...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p¹⁶ »‌‌‌‌ ‌هاکس : اماده ای؟...

زنای خوشگلم خواستم بگم من بوکم یا همون رمانم رو زیاد طبق انی...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p¹⁰ »‌‌‌‌ بی خبر از اینکه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط