سمی و زیبا مثل گل های لیلیوم p
سمی و زیبا مثل گل های لیلیوم « p¹⁸ »
لیلیا در عرض چند دقیقه زودتر از غول جنگی به منطقه ۵ میرسه
همه زخمی بودن ، باکوگو ، شوتو ، سخت بنیاد ، ایزوکو و آیدا تنیا ، ایزاوا و چند قهرمان دیگه
شیگاراکی تا چشمش به من خورد چشماش برق زد ، اما این برق برای شیگاراکی نبود ، برای آل فور وان بود
با سرعت به هوا میپرم و شروع به مبارزه با شیگاراکی میکنم
شوتو با داد : لیلیا اون خطرناکه اون رسما دنبال کوئیرک تو هستش
ایزوکو سعی میکرد بلند شه : خا... خانم لیلیا...
شیگاراکی با برقی که توی چشماش موج میزد و لبخندی خبیثانه اش که اون رو تبدیل به آل فور وان میکرد با لیلیا میجنگید : حس عجیبیه... ، میخوامت میخوامت میخوامت انگار تو مال منی این عجیبه ولی انگار بخشی از منی (آل فور وان داره میگه)
لیلیا با یه ضربه شیگاراکی رو از وسط نصف میکنه و وِردی برای تقلید کوئیرک(همون کوسه) میخونه و شعله های دابی و شوتو رو ترکیب میکنه و شروع میکنه به سوزوندن شیگاراکی و با درد به سخت بنیاد نگاه میکنه : یه بار برای همیشه ازت کمک میخوام
و سخت بنیاد با تمام دردی که داره به هوا میپره و هردو باهم شیگاراکی رو میسوزونن و شیگاراکی بیهوش میشه و لیلیا سریع روی زمین فرود میاد و پیراهنش رو درمیاره حالا فقط یک تاپ مشکی تنش بود و یه شلوار راسته مشکی و سریع به سمت آیزاوا میره و با پیراهنش پای آیزاوا رو میبنده و وقتی میخواست بلند شه درد بدی رو توی پاهاش احساس میکنه ولی بلند میشه اما شروع میکنه به خون بالا آوردن اما سریع به سمت سخت بنیاد و بقیه میره و یهو غول جنگی از راه میرسه و نعره زنان کلمه ی « ارباب » رو تکرار میکنه و شیگاراکی رو توی دستش میگیره و غول جنگی آروم میشه و دابی میاد لبه ی پشت غول جنگی و از بالا با پایین نگاه میکنه
دابی رو به همه : ازین بالا خیلی کوچیک تر بنظر میرسید
سخت بنیاد : دابی؟ این اینجا چیکار میکنه؟
لیلیا کنار شوتو ایستاده و دستش روی شونه شوتو هست و اروم سعی میکنه زخم های شوتو رو ترمیم کنه با اینکه خودش خیلی اسیب دیده
شوتو با تعجب : تو اینجا چه غلطی میکنی دابی؟
دابی : وای انقدر منو با این اسم صدا نزنین ، چطوره یه اسم جدید رو صدا بزنین؟ خبیب تویا تودوروکی چطوره؟
اروم یه بطری اب رو روی سرش خالی میکنه و موهاش از سیاه تبدیل به سفید میشه
و همه تعجب میکنن
لیلیا اروم زمزمه میکنه : تویا؟...
سخت بنیاد که اشک دور چشماش حلقه زده بود چشماش گرد شده بود گفت : این ام... امکان ند..نداره
شوتو چشماش گرد میشه : این...این یعنی چی...؟
ایزوکو میره توی فکر اره درسته قبلا شوتو درباره برادر بزرگش تویا که فوت کرده بود گفته بود
تویا بلند بلند میخنده : اینطوری نگاه نکن پدر یعنی واقعا دلت برای من تنگ نشده بود؟ ، سال ها صبر کردم تا شماره ۱ بشی تا به آرزوی حقیرت برسی ، حالا بیا باهم توی جهنم برقصیم
دابی اروم شروع میکنه به انجام حرکات موزون
دابی : این حس عجیبیه خیلی خوشحالم ، امروز.. امروز تو نابود خواهی شد ، بابت اینکه نذاشتی من زندگی کنم،بابت اینکه نذاشتی با دختری که عاشقشم وقت بگذرونم با اینکه ما فقط اون موقع بچه بودیم(اشاره به لیلیا)
لیلیا اروم سرشو میندازه پایین و اشک میریزه
شوتو و سخت بنیاد با تعجب به لیلیا نگاه میکنن
سخت بنیاد : لیلیا...
دابی با صدای بلند : وقتشه تاوان گناهاتو پس بدی پدر! ، دست تک تکتون رو شده همین حالا یه فیلم از من که دارم افشای حقیقت رو میکنم داره توی کل اینترنت پخش میشه شما به خط اخر رسیدین
دابی : چه حسی داره؟ ها؟ ، اینکه نتیجه حماقت هات نتیجه حقیر بودنات حالا روبه روی تو وایستاده و باعث نابودیت میشه
میخنده و سریع به سمت پایین فرود میاد اما وقتی فرود میاد متوجه میشه
*برید کامنتارو بخونین بعد بیاین حاوی صحنه هایی که بهتره نگم*
یهو طناب های مشکی محکمی تویا و بقیه اعضای لیگ رو محاصره میکنه و دور اون ها پیچیده میشه و اون هارو توی هوا نگه میداره
تویا با تعجب : چی؟
جین شایسته کنار لیلیا که داشت کم کم از حال میرفت وایمیسته : ببخشید دیر کردم
#دابی #تودوروکی #تویا #هاکس #مای_هیرو_اکادمی #فن_فیک #شوتو #اندوور #رمان_تویا #وانشات_تویا #فن_فیک_دابی #مدرسه_قهرمانانه_من
#داستان_دابی #رمان_دابی #وانشات_دابی
لیلیا در عرض چند دقیقه زودتر از غول جنگی به منطقه ۵ میرسه
همه زخمی بودن ، باکوگو ، شوتو ، سخت بنیاد ، ایزوکو و آیدا تنیا ، ایزاوا و چند قهرمان دیگه
شیگاراکی تا چشمش به من خورد چشماش برق زد ، اما این برق برای شیگاراکی نبود ، برای آل فور وان بود
با سرعت به هوا میپرم و شروع به مبارزه با شیگاراکی میکنم
شوتو با داد : لیلیا اون خطرناکه اون رسما دنبال کوئیرک تو هستش
ایزوکو سعی میکرد بلند شه : خا... خانم لیلیا...
شیگاراکی با برقی که توی چشماش موج میزد و لبخندی خبیثانه اش که اون رو تبدیل به آل فور وان میکرد با لیلیا میجنگید : حس عجیبیه... ، میخوامت میخوامت میخوامت انگار تو مال منی این عجیبه ولی انگار بخشی از منی (آل فور وان داره میگه)
لیلیا با یه ضربه شیگاراکی رو از وسط نصف میکنه و وِردی برای تقلید کوئیرک(همون کوسه) میخونه و شعله های دابی و شوتو رو ترکیب میکنه و شروع میکنه به سوزوندن شیگاراکی و با درد به سخت بنیاد نگاه میکنه : یه بار برای همیشه ازت کمک میخوام
و سخت بنیاد با تمام دردی که داره به هوا میپره و هردو باهم شیگاراکی رو میسوزونن و شیگاراکی بیهوش میشه و لیلیا سریع روی زمین فرود میاد و پیراهنش رو درمیاره حالا فقط یک تاپ مشکی تنش بود و یه شلوار راسته مشکی و سریع به سمت آیزاوا میره و با پیراهنش پای آیزاوا رو میبنده و وقتی میخواست بلند شه درد بدی رو توی پاهاش احساس میکنه ولی بلند میشه اما شروع میکنه به خون بالا آوردن اما سریع به سمت سخت بنیاد و بقیه میره و یهو غول جنگی از راه میرسه و نعره زنان کلمه ی « ارباب » رو تکرار میکنه و شیگاراکی رو توی دستش میگیره و غول جنگی آروم میشه و دابی میاد لبه ی پشت غول جنگی و از بالا با پایین نگاه میکنه
دابی رو به همه : ازین بالا خیلی کوچیک تر بنظر میرسید
سخت بنیاد : دابی؟ این اینجا چیکار میکنه؟
لیلیا کنار شوتو ایستاده و دستش روی شونه شوتو هست و اروم سعی میکنه زخم های شوتو رو ترمیم کنه با اینکه خودش خیلی اسیب دیده
شوتو با تعجب : تو اینجا چه غلطی میکنی دابی؟
دابی : وای انقدر منو با این اسم صدا نزنین ، چطوره یه اسم جدید رو صدا بزنین؟ خبیب تویا تودوروکی چطوره؟
اروم یه بطری اب رو روی سرش خالی میکنه و موهاش از سیاه تبدیل به سفید میشه
و همه تعجب میکنن
لیلیا اروم زمزمه میکنه : تویا؟...
سخت بنیاد که اشک دور چشماش حلقه زده بود چشماش گرد شده بود گفت : این ام... امکان ند..نداره
شوتو چشماش گرد میشه : این...این یعنی چی...؟
ایزوکو میره توی فکر اره درسته قبلا شوتو درباره برادر بزرگش تویا که فوت کرده بود گفته بود
تویا بلند بلند میخنده : اینطوری نگاه نکن پدر یعنی واقعا دلت برای من تنگ نشده بود؟ ، سال ها صبر کردم تا شماره ۱ بشی تا به آرزوی حقیرت برسی ، حالا بیا باهم توی جهنم برقصیم
دابی اروم شروع میکنه به انجام حرکات موزون
دابی : این حس عجیبیه خیلی خوشحالم ، امروز.. امروز تو نابود خواهی شد ، بابت اینکه نذاشتی من زندگی کنم،بابت اینکه نذاشتی با دختری که عاشقشم وقت بگذرونم با اینکه ما فقط اون موقع بچه بودیم(اشاره به لیلیا)
لیلیا اروم سرشو میندازه پایین و اشک میریزه
شوتو و سخت بنیاد با تعجب به لیلیا نگاه میکنن
سخت بنیاد : لیلیا...
دابی با صدای بلند : وقتشه تاوان گناهاتو پس بدی پدر! ، دست تک تکتون رو شده همین حالا یه فیلم از من که دارم افشای حقیقت رو میکنم داره توی کل اینترنت پخش میشه شما به خط اخر رسیدین
دابی : چه حسی داره؟ ها؟ ، اینکه نتیجه حماقت هات نتیجه حقیر بودنات حالا روبه روی تو وایستاده و باعث نابودیت میشه
میخنده و سریع به سمت پایین فرود میاد اما وقتی فرود میاد متوجه میشه
*برید کامنتارو بخونین بعد بیاین حاوی صحنه هایی که بهتره نگم*
یهو طناب های مشکی محکمی تویا و بقیه اعضای لیگ رو محاصره میکنه و دور اون ها پیچیده میشه و اون هارو توی هوا نگه میداره
تویا با تعجب : چی؟
جین شایسته کنار لیلیا که داشت کم کم از حال میرفت وایمیسته : ببخشید دیر کردم
#دابی #تودوروکی #تویا #هاکس #مای_هیرو_اکادمی #فن_فیک #شوتو #اندوور #رمان_تویا #وانشات_تویا #فن_فیک_دابی #مدرسه_قهرمانانه_من
#داستان_دابی #رمان_دابی #وانشات_دابی
- ۲.۱k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط