My hurt our eyes
"My hurt, our eyes"
'p²⁸'
آلیس چشمهاش خمار شد. دستش رو آروم روی گردن جونگکوک کشید تا رسید به یقش. دست رو قفل کرد و کنار گوش جونگکوک لب زد:
"چی دوست داری بشنوی؟":Alice
و صورتش رو روی گردن جونگکوک گذاشت. نفسهاش به گردن جونگکوک میخورد و اون رو بیشتر وسوسه شنیدن جواب میکرد.
"حقیقت":kook
آلیس خندش گرفت.
"فکر میکردم حقیقت مشخص باشه":Alice
گردن جونگکوک رو گاز گرفت که جونگکوک با صدای بمش ناله کرد.
آلیس سرش رو بلند کرد و تو چشمهای جونگکوک نگاه کرد.
چشمهاش لبریز از شهوت بود. انگار که منتظر جواب بود تا بخواد چیز تازهای رو امتحان کنه.
"خودت چی فکر...":Alice
"اصلا میتونی دوستم نداشته باشی؟":kook
آلیس چند لحظه سکوت کرد.
از این مقدار غرور پسر تعجب کرده بود.
خندید و گفت:
"وقتی خودت جواب چیزی رو میدونی چرا میپرسی؟":Alice
"میخوام با زبون خودت اعترافش کنی":kook
میتونست جا نخوره؟
"باشه. حالا که تو اینطور میخوای...":Alice
صورتش رو نزدیک صورت پسر کرد و روی لبهاش لب زد:
"جئون جونگکوک،
من دوستت دارم":Alice
قبل از اینکه آلیس بتونه واکنشی نشون بده جونگکوک لبشهاش رو روی لبهای آلیس فشار داد.
________
اصلا داستانی که نوشتم رو یادم نمیاد
نمیدونم چی تو ذهنم بوده پس اگه یکم از روال خارجه شرمنده
و بزارید راحت و رک بگم
نتا درست بشه قول نمیدم که بمونم
راستش حوصلم سر رفته بود
'p²⁸'
آلیس چشمهاش خمار شد. دستش رو آروم روی گردن جونگکوک کشید تا رسید به یقش. دست رو قفل کرد و کنار گوش جونگکوک لب زد:
"چی دوست داری بشنوی؟":Alice
و صورتش رو روی گردن جونگکوک گذاشت. نفسهاش به گردن جونگکوک میخورد و اون رو بیشتر وسوسه شنیدن جواب میکرد.
"حقیقت":kook
آلیس خندش گرفت.
"فکر میکردم حقیقت مشخص باشه":Alice
گردن جونگکوک رو گاز گرفت که جونگکوک با صدای بمش ناله کرد.
آلیس سرش رو بلند کرد و تو چشمهای جونگکوک نگاه کرد.
چشمهاش لبریز از شهوت بود. انگار که منتظر جواب بود تا بخواد چیز تازهای رو امتحان کنه.
"خودت چی فکر...":Alice
"اصلا میتونی دوستم نداشته باشی؟":kook
آلیس چند لحظه سکوت کرد.
از این مقدار غرور پسر تعجب کرده بود.
خندید و گفت:
"وقتی خودت جواب چیزی رو میدونی چرا میپرسی؟":Alice
"میخوام با زبون خودت اعترافش کنی":kook
میتونست جا نخوره؟
"باشه. حالا که تو اینطور میخوای...":Alice
صورتش رو نزدیک صورت پسر کرد و روی لبهاش لب زد:
"جئون جونگکوک،
من دوستت دارم":Alice
قبل از اینکه آلیس بتونه واکنشی نشون بده جونگکوک لبشهاش رو روی لبهای آلیس فشار داد.
________
اصلا داستانی که نوشتم رو یادم نمیاد
نمیدونم چی تو ذهنم بوده پس اگه یکم از روال خارجه شرمنده
و بزارید راحت و رک بگم
نتا درست بشه قول نمیدم که بمونم
راستش حوصلم سر رفته بود
- ۹.۱k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط