داشتم از علاقه ام می گفتم

داشتم از علاقه ام می گفتم

حرفم را قطع کرد

گفت من یکی را دوست دارم

که مرا دوست ندارد

گفتم من هم ...

گفت تا ابد دوستش خواهم داشت

با ترس دستش را گرفتم

گفتم من هم ...

دستم را رها کرد

کنارم بود اما سهم من نه

یادم رفته بود که زندگی همین است

من با عشق کسی دیگر

و عشق من با دیگری

این تنها وجه اشتراکمان بود ...


#پیمان_شمس
دیدگاه ها (۱۶)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام توP.15(روایت از زبان ا.ت)ج...

تا وقتی فراموش شوم

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 206♡⁠。⁠)⁩يکي از...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

چند پارتی

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

پارت ۲۰

پارت ۴۵سال‌ها بعد، دوباره به همان کلاب بلک رز برگشتیم.همان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط