{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوش تو باد می وزید

در آغوش تو باد می وزید
ستاره سوسو می زد 
ماه می تابید.

در آغوش تو
رودخانه ها
جریانی عمیق داشتند
دریاها می خروشیدند
زمین می چرخید.

در آغوش تو
همه چیز بود
اما عشق
حرکتی نداشت.
دیدگاه ها (۳)

اسفند...همان بانویی است کهدرِ اتاقش رابه روی زمستان بسته است...

برایت#چاے مےریزم..................،برایمزند‌گے#دم کن...........

ادعای بی تفاوتی سخت است !آن هم نسبت به کسی کهزیباترین حس دنی...

آغوش "تو"مترادف امنیت استآغوش "تو"ترس‌های مرا می‌بلعدلغت‌نام...

دختری که ملکه ی جهنم شد

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p66دلت برای زندگی قبلت تنگ میشه؟»جیمین چن...

وقتی حسودی میکنه و ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۷‌سکوت سنگینی دوباره...

دختر و پارتی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p29تا چشم کار می‌کرد، جنگل‌های تیره دیده ...

ادامه پارت ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط