{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر چه با یادش، همه شب، تا سحر گاهان نیلی فام،

گر چه با یادش، همه شب، تا سحر گاهان نیلی فام،

بیدارم ؛
گاهگاهی نیز،

وقتی چشم بر هم می گذارم،

خواب های روشنی دارم،

عین هشیاری !

آنچنان روشن که من در خواب،

دم به دم با خویش می گویم که :

بیداری ست ، بیداری ست، بیداری !

اینک، اما در سحر گاهی، چنین از روشنی سرشار،

پیش چشم این همه بیدار،

آیا خواب می بینم ؟

این منم، همراه او ؟

بازو به بازو،

مست مست از عشق، از امید ؟

روی راهی تار و پودش نور،

از این سوی دریا، رفته تا دروازه خورشید ؟

ای زمان، ای آسمان، ای کوه، ای دریا !

خواب یا بیدار،

جاودانی باد این رؤیای رنگینم
دیدگاه ها (۱)

از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگرآخر آدم با تو باشد ، پیر ...

ی سراپا همه خوبیتک و تنها به تو می اندیشمهمه وقتهمه جامن به ...

قایقی خواهم ساخت ..

Between Sleep and Breath

رز آبی پارت ۱۶

قلب یخی

قلب یخی

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

ادامه ی پارت ۱۹۵

The Last Shadow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط