{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساساتم را برای تو به حراج میگذارم؛ فقط برای تو...

احساساتم را برای تو به حراج میگذارم؛ فقط برای تو...

به هر قیمتی که تو بخواهی،
به قیمت یک بوسه،
یک آغوش!
یک نوازش!
یک عاشقانه!
و حتی یک نگاه...
هرچه بپردازدی
باز من سود کرده ام، زیرا؛ ****** «تو»****** گرانبهاترین حسّ دنیای منی..

ヽ(^。^)ノ
دیدگاه ها (۴)

`باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه 、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、...

⇜♡مــــــا♡⇝نمـیتـونیـــم بـــدون هَــــم ↯دوومـــــ بیـــــ...

‏با هم که قدم میزنیم... حسودی اش میشود آفتاب.. چرا که هیچگاه...

︶︿︶ و گاهی نه آشنا درد را می فهمد .!!! نه حتی صمیمی ترین دوس...

افسانه‌ی خون و گل قسمت ۲۲: اولین نگاهِ سردجونگ‌کوک چشماش رو ...

فیکشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط