{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساس میکنم تمام دنیا تاریک شده و تمام ساعت ها به خواب رف

احساس میکنم تمام دنیا تاریک شده و تمام ساعت ها به خواب رفته اند، انگار من گوشه ای از خیابانی که نمی شناسمش ایستاده ام و یک نفر، آرام در ذهنم راه می رود و نامم را صدا می کند. کسی که در خیالم شبیه رویایی دور است و در من محو میشود. باد می وزد، سوز می آید و چشمهایم را می سوزاند
و صدای غمگینی، هوای گریه را با سوز میخواند. کسی در پیچ کوچه ی خاموش کز کرده و پالتوی سیاه کهنه اش را روی سرش کشیده است. حالا من مانده ام، ساعتی که خوابیده، و دنیایی که تاریک است، و کوچه ای که بن بست است و آهنگ سوزناکی که دلم را می لرزاند. تمام وجود من در پائیز گم شده است، پائیزی که نه آمدنش را کسی فهمید و نه رفتنش را..
دیدگاه ها (۴)

امشب یلداست. شبی که پاییز، درهر ثانیه از تو رد می شود و می گ...

+حالا که همه چیز بِینمون تموم شده،بیا دوستِ معمولی باشیم_دوس...

دوست عجب امنیت خوبی ست …میتوانی با او خودِ خودت باشی …میتوان...

خیلی از ما،آدم های خوش استقبال و بد بدرقه ای هستیم.وقتی کسی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط