چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
پارت1
ویو ات
سلام من ات هستم 25سالمه و رگ
گرگینه خونآشام جادوگر دارم و مافیا هستم
تو آسانسور بودم اه اون مرتیکه لعنی به دستم چاقو زد داشتم نگاش می کردم خیلی خون میومد که به آسانسور بغلی نگا کردم دیدم همشون دارن منو نگا می کنن نباید میدیدن تصمیم گرفتم اونا رو بدزدم چون تفنگم معلوم بود رفتم با افرادم پایین موندم
تا اونا بیان که دیدم آسانسور اومد پایین
نامجون:این همون دخترس تو آسانسور
ات:اره همونم می خوام شما رو به ی جای خیلی خوب ببرم(طوری خندیدم که دندون نیشام معلوم بشم)
بادیگارد هاشون رو کشتم و اونا رو بیهوش کردم خیلی سخت بود بیهوش کردنشون اونا رو تو ماشین گذاشتم و به سمت ماشین رفتم
وارد خونه شدم
ات:اجوما اتاق شکنجه رو آماده کن
اجوما:چشم خانم
اونا رو داخل اتاق گذاشتم و .......
خمار بمونیننن😁
پارت1
ویو ات
سلام من ات هستم 25سالمه و رگ
گرگینه خونآشام جادوگر دارم و مافیا هستم
تو آسانسور بودم اه اون مرتیکه لعنی به دستم چاقو زد داشتم نگاش می کردم خیلی خون میومد که به آسانسور بغلی نگا کردم دیدم همشون دارن منو نگا می کنن نباید میدیدن تصمیم گرفتم اونا رو بدزدم چون تفنگم معلوم بود رفتم با افرادم پایین موندم
تا اونا بیان که دیدم آسانسور اومد پایین
نامجون:این همون دخترس تو آسانسور
ات:اره همونم می خوام شما رو به ی جای خیلی خوب ببرم(طوری خندیدم که دندون نیشام معلوم بشم)
بادیگارد هاشون رو کشتم و اونا رو بیهوش کردم خیلی سخت بود بیهوش کردنشون اونا رو تو ماشین گذاشتم و به سمت ماشین رفتم
وارد خونه شدم
ات:اجوما اتاق شکنجه رو آماده کن
اجوما:چشم خانم
اونا رو داخل اتاق گذاشتم و .......
خمار بمونیننن😁
- ۷۱
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط