چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
پارت3
ات:نزار دوباره خونشو بخورم
جونگکوک:جرئت داری
ات:باشه خودت خواستی
داشتم به سمتش میرفتم که دیدم اون پسره گفت
جیمین:لطفا کاری باهاش نداشته باش
ازت خواهش میکنم
ات:باشه ولی بعداً هم قول نمیدم (نیشخند)
ات:امروز کامل هیچی به اینا نمیدین
تا یاد بگیرن با ی مافیا چجوری حرف بزنن
بعد این حرفم اونجا رو ترک کردم
ویو اعضا
جیهوپ:نامجون هیونگ تو خوبی
نامجون:اره خوبم ولی خیلی درد داشت
تهیونگ:یعنی الان واقعا تو خونه ی خونآشام هستیم
نامجون:اره انگار
جین:ولی چطوری فرار کنیم
نامجون:واقعا نمی دونم
ویو ات
بعد از اینکه از اون اتاق دراومدم رفتم ی دوش اساسی گرفتم داشتم غذا می خوردم
که یکی از بادیگاردام گف
بادیگارد:خانوم هیچکس نفهمید شما
اونارو دزدیدید
ات:(نیشخند)خوبه تا فردا هیچی بهشون
نده
بادیگارد:چشم خانوم
و رفت..
پارت3
ات:نزار دوباره خونشو بخورم
جونگکوک:جرئت داری
ات:باشه خودت خواستی
داشتم به سمتش میرفتم که دیدم اون پسره گفت
جیمین:لطفا کاری باهاش نداشته باش
ازت خواهش میکنم
ات:باشه ولی بعداً هم قول نمیدم (نیشخند)
ات:امروز کامل هیچی به اینا نمیدین
تا یاد بگیرن با ی مافیا چجوری حرف بزنن
بعد این حرفم اونجا رو ترک کردم
ویو اعضا
جیهوپ:نامجون هیونگ تو خوبی
نامجون:اره خوبم ولی خیلی درد داشت
تهیونگ:یعنی الان واقعا تو خونه ی خونآشام هستیم
نامجون:اره انگار
جین:ولی چطوری فرار کنیم
نامجون:واقعا نمی دونم
ویو ات
بعد از اینکه از اون اتاق دراومدم رفتم ی دوش اساسی گرفتم داشتم غذا می خوردم
که یکی از بادیگاردام گف
بادیگارد:خانوم هیچکس نفهمید شما
اونارو دزدیدید
ات:(نیشخند)خوبه تا فردا هیچی بهشون
نده
بادیگارد:چشم خانوم
و رفت..
- ۹۹
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط