وقتی همبازی بچش بشی 🧸✨
وقتی همبازی بچش بشی 🧸✨
پارت ۶
(ویو ته ته ) رفتم طبقه پایین به آجوما گفتم برام کیمچی درست کنه منم رفتم حموم یه دوش ۱۰مینی گرفتمو رفتم به کوک سر بزنم که دیدم عین یه بچه خوابیده
ته ته: هی کوکک
کوک:چته 😑
ته ته:نمیخوای لباس ببپوشی (خنده 😂)
کوک:هر هر هر کوفت 😒
کوک:میگم تهیونگ
ته ته:بله
کوک:بهتر نیست برا آیو یه دختر بگیری هم باهاش بازی کنه هم مواظبش باشه
ته ته:فکر خوبیه بزار به جونگ داهه بگم یکی بفرسته ↓↓↓
مکالمه 🚷
ته ته:سلام یکی از خدمه هاتو برام بفرست برا نگهداری داری از آیو میخوام
داهه:سلام بله حتما میتونید خانوم رز.....(تهیونگ حرفشو قطع کرد)
ته ته:حتی حرفشم نزنننن
داهه:پس به خانوم یوری میگم فردا بیاد....
قطع کرد
مردا هم مردای قدیم 😑
پایان مکالمه 🚫↑↑↑
ته ته: هی کوک پاشو یه چیزی بخور
کوک:سیرم بزار کفعه مرگمو بزارم خوابم میاد 😫
ادامه دارد.......
در خماری بمانید 😁
پارت ۶
(ویو ته ته ) رفتم طبقه پایین به آجوما گفتم برام کیمچی درست کنه منم رفتم حموم یه دوش ۱۰مینی گرفتمو رفتم به کوک سر بزنم که دیدم عین یه بچه خوابیده
ته ته: هی کوکک
کوک:چته 😑
ته ته:نمیخوای لباس ببپوشی (خنده 😂)
کوک:هر هر هر کوفت 😒
کوک:میگم تهیونگ
ته ته:بله
کوک:بهتر نیست برا آیو یه دختر بگیری هم باهاش بازی کنه هم مواظبش باشه
ته ته:فکر خوبیه بزار به جونگ داهه بگم یکی بفرسته ↓↓↓
مکالمه 🚷
ته ته:سلام یکی از خدمه هاتو برام بفرست برا نگهداری داری از آیو میخوام
داهه:سلام بله حتما میتونید خانوم رز.....(تهیونگ حرفشو قطع کرد)
ته ته:حتی حرفشم نزنننن
داهه:پس به خانوم یوری میگم فردا بیاد....
قطع کرد
مردا هم مردای قدیم 😑
پایان مکالمه 🚫↑↑↑
ته ته: هی کوک پاشو یه چیزی بخور
کوک:سیرم بزار کفعه مرگمو بزارم خوابم میاد 😫
ادامه دارد.......
در خماری بمانید 😁
- ۶.۵k
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط