{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#داستان مشورت با ترس!

#داستان مشورت با ترس!

در یکی از جنگ های رم باستان یکی از فرماندهان نظامی حمله جسورانه ای را برنامه ریزی کرد.

یکی از فرماندهان زیر دست او هراسان طرح او را رد کرد و گفت: فرمانده ، من از عواقب این کار وحشت دارم میترسم که... .

فرمانده همان طور که روی شانه زیر دست ترسوی خود دست میگذاشت گفت:
ژنرال هیچ گاه با ترس هایتان مشورت نکنید.

طوری عمل کنید که گویا شکست محال است و همین طور میشود.

#برایان_تریسی
دیدگاه ها (۳)

دلتنگمممممممممخدایا هرجا هست مراقبش باش

میخواهمت ولی دوری خیلی خیلی دور نه دستم به دستانت می رسد نه ...

➕❌مردم دو دسته اند،بخشنده و گیرنده.گیرنده ها بهتر می خورندام...

‌ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻪء ﺳﺎﻝ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﻣﯿﺰﻧﻢ .......ﭼﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﻤ...

تهیونگ، در حالی که انگار می‌خواست تمامِ عشق و حسرتش را در یک...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 179✦..........................

ابر ها مثل تاریک ترین لوی تحریکات سمت آسمان گریخته بودند، بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط