مادر بزرگم آخر همه ی تلفن هایش میگفتکاری نداشتم که

مادر بزرگم آخرِ همه ی تلفن هایش میگفت:کاری نداشتم که!🌰🍁
زنگ زده بودم صداتون را بشنوم
ما هم که جوان و جاهل،
چه می دانستیم صدا با دل ِ آدم
چه می کند.🍂

#صدای_ناب
#دلنشین
#قشنگ_گرافی
دیدگاه ها (۰)

کودکی‌ام نشسته بود روی سه‌چرخه شیطنت می‌کرد. بوق می‌زد. دلخو...

رابطه مثل الاکلنگ میمونه باید نوبتی یکی کوتاه بیاد ،اگه همیش...

"چیزی نیست"عبارتیست که آن را می گوییم وقتی که درونمان،لبریزا...

دلتنگی یعنی فاصلہ ای که با هیچ بهانه ای پر نمی شود..✨

جیمین فیک زندگی پارت ۶۸#

( ظهور ازدواج )( پارت۳۲۵ فصل ۳ ):نگاه نکن.. اما با وحشت و ...

بوی الکل و مواد ضد عفونی بینی دختر را میسوزاند. همه جا برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط