{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی ردپای خدا را در زندگی پیدا کردم..

وقتی ردپای خدا را در زندگی پیدا کردم..
فهمیدم میتوانم پاهایم را از گلیمم درازتر کنم!!
و خواسته هایم از قد خودم بزرگتر باشند!! حتی آرزوهای محال!!
وقتی لبخند خدا را در میان دعاهایم دیدم..
“ترس” برایم معنایش را از دست داد..
و جایش را “ایمان” پر کرد…
هنوز از یاد نبرده ام…
چه گله هایی کردم برای سختی راه…
و خدا چگونه مرا به بالای کوه هدایت کرد…
و فراموش نکرده ام که چه ناامیدانه…
درپی جرعه ای آب بودم…
و خداوند چگونه سیرابم کرد…
وعده ی خدا این است:
دستانت را به من بده..
تا فتح کنی دنیا را…
و ممکن کنی،ناممکن ها را…
و بدست بیاوری…
دست نیافتنیهارا…
پس خود را به خدا بسپار…
تا بیداری ات آرام شود،همچون خواب…
خوابت شیرین شود،چون رویا…
رویاهایت قابل لمس شوند،چون واقعیت..
و واقیعتهای زندگی ات زیبا شوند،چون آرامش…
و آرامشت از جنس عشق شود،چون خدا…
و خدا همراهت شود،مثل همیشه…
از همیشه…
تا همیشه…
دیدگاه ها (۶۷)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

سلام 👋👋 من میخوام به خاطر یه نفر پارت جدید رو بزارم ولی شما ...

پارت دوم ادامه سناریو قفل آبی

تک پارتیاز:جونگکوک وقتی حالش خوب نبودچند وقتی میشه که جونگکو...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت16ویو کوکتاریکی...

ادامه پارت بعدی

وقتی ردپای خدا را در زندگی پیدا کردم...فهمیدم میتوانم پاهایم...

وقتی ردپای خدا را در زندگی پیدا کردم..فهمیدم میتوانم پاهایم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط