عشق یا نفرت؟
عشق یا نفرت؟
(طابع قوانین ویسگون)
P¹⁹
(فرانسه=ساعت 10:36 AM)
*وارد شرکت شدم،وقتی فرم استعفا رو امضا کردم بعدش رفتم به سمت اتاق کارم تا وسایلم رو جمع کنم،الا توی اتاق کارم بود*
ا/ت:سلام
الا:واییییی..کی برگشتیییی؟(محکم بغلم کرد)
ا/ت:وای دارم خفه میشم(خنده)دیشب برگشتم ولی دارم دوباره میرم
الا:پس کی برمیگردی؟
ا/ت:اوم..هیچ وقت
الا:چییییی؟؟؟یعنی میخوای من و تنها بزارییی؟؟؟
ا/ت:هی هی..اروم باش(خنده)تو هم باهام میای
الا:چی برای خودت میگی؟من که کره ای بلد نیستم
ا/ت:انگلیسی صحبت کن،تازشم..من منشی دیگه نمیخوام..فقط و فقط خودت(محکم الا رو بغل کردم)
الا:وای..باید فکر کنم
ا/ت:تا وسایلم رو جمع میکنم وقت داری..فردا دیگه پرواز دارم،ی بلیت اضافه هم گرفتم،پس باید سریع جواب بدی تا کنسل نکنم..(خنده)
الا:خیله خب میام..کار دیگه ای نمیشه کرد..
ا/ت:افرین خره(خنده)
*وسایلم رو جمع کردم،دوباره رفتم خونه،جونگکوک روی مبل لم داده بود داشت چیپس میخورد*
ا/ت:اونطوری نشین..
جونگکوک:سلامت کو؟
ا/ت:رفته سئول..
جونگکوک:مسخره..
ا/ت:نشنیدی؟گفتم اون طوری لم نده
جونگکوک:چرا؟
ا/ت:مبلا رو گرون خریدم..
جونگکوک:به هر حال قراره خونه رو با وسایلش بفروشی،پس لذت ببر
ا/ت:دلیل نمیشه خونه رو کثیف و خراب تحویل املاکی بدم..
جونگکوک:هوففف..خیله خب(درست میشینه)
ا/ت:(لپ جونگکوک رو کشیدم)چه پسر خوبی..
جونگکوک:کی من و میبری برج ایفل رو ببینم؟(کیوت)
ا/ت:عیووو...اصلا بهت نمیاد کیوت میشی..
جونگکوک:
(من و انداخت روی مبل خودشم اومد روم و دستام رو بالا گرفت)خشن بودن چطور؟
ا/ت:اوهوم..بهت میاد
جونگکوکوا/ت:(با هم میخندن)
جونگکوک:مسخره(خنده)
ادامه دارد...
(طابع قوانین ویسگون)
P¹⁹
(فرانسه=ساعت 10:36 AM)
*وارد شرکت شدم،وقتی فرم استعفا رو امضا کردم بعدش رفتم به سمت اتاق کارم تا وسایلم رو جمع کنم،الا توی اتاق کارم بود*
ا/ت:سلام
الا:واییییی..کی برگشتیییی؟(محکم بغلم کرد)
ا/ت:وای دارم خفه میشم(خنده)دیشب برگشتم ولی دارم دوباره میرم
الا:پس کی برمیگردی؟
ا/ت:اوم..هیچ وقت
الا:چییییی؟؟؟یعنی میخوای من و تنها بزارییی؟؟؟
ا/ت:هی هی..اروم باش(خنده)تو هم باهام میای
الا:چی برای خودت میگی؟من که کره ای بلد نیستم
ا/ت:انگلیسی صحبت کن،تازشم..من منشی دیگه نمیخوام..فقط و فقط خودت(محکم الا رو بغل کردم)
الا:وای..باید فکر کنم
ا/ت:تا وسایلم رو جمع میکنم وقت داری..فردا دیگه پرواز دارم،ی بلیت اضافه هم گرفتم،پس باید سریع جواب بدی تا کنسل نکنم..(خنده)
الا:خیله خب میام..کار دیگه ای نمیشه کرد..
ا/ت:افرین خره(خنده)
*وسایلم رو جمع کردم،دوباره رفتم خونه،جونگکوک روی مبل لم داده بود داشت چیپس میخورد*
ا/ت:اونطوری نشین..
جونگکوک:سلامت کو؟
ا/ت:رفته سئول..
جونگکوک:مسخره..
ا/ت:نشنیدی؟گفتم اون طوری لم نده
جونگکوک:چرا؟
ا/ت:مبلا رو گرون خریدم..
جونگکوک:به هر حال قراره خونه رو با وسایلش بفروشی،پس لذت ببر
ا/ت:دلیل نمیشه خونه رو کثیف و خراب تحویل املاکی بدم..
جونگکوک:هوففف..خیله خب(درست میشینه)
ا/ت:(لپ جونگکوک رو کشیدم)چه پسر خوبی..
جونگکوک:کی من و میبری برج ایفل رو ببینم؟(کیوت)
ا/ت:عیووو...اصلا بهت نمیاد کیوت میشی..
جونگکوک:
(من و انداخت روی مبل خودشم اومد روم و دستام رو بالا گرفت)خشن بودن چطور؟
ا/ت:اوهوم..بهت میاد
جونگکوکوا/ت:(با هم میخندن)
جونگکوک:مسخره(خنده)
ادامه دارد...
- ۳۷.۲k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط