{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب دلم

امشب دلم
عجیب اغوش یک مرد را میخواهد ...
هر که میخواهد باشد،
از هر قوم و نژادے....
چه فرقےمیکند؟
اصلا هر بلایےهم
به سرم امد چه اشکالے دارد؟!!!

بخدا من فاحشه نیستم
فقط دیگر خسته ام
از اینکه هر روز یک نفر
به من بفهماند که
او در آغوش کشیدنش هم
مثل تمام عاشقانه هاے
دیگرش از سر هوس بود
و من باز هر شب
با التماس فقط یک بار دیگر
بودن درآغوش ممنوعه اش
را از خدابخواهم....

بگذارید بدبین شوم به آغوشش،
اصلا بگذارید
هر آغوش مردانه اے
بزرگترین کابوس زندگےام شود؛
تا فراموش کنم
آغوش او روزے امن ترین
و عاشقانه ترین جاےدنیا بود،
پناهگاه ترس هاے دخترانه ام...
من امشب
یک آغوش مردانه میخواهم....
دیدگاه ها (۱)

ما آدم هاے زجر کشیدَنیم.نه مےدانیم از عشق چه مےخواهیم،و نه ح...

ﺑﻪ ﺣﺪے ﺩﻭﺳﺘﺖ دﺍﺭﻡ، ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺯے ﺳﻮﺍﻟﺶ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ :...

هرکه می گویدمرد براےغصه هایش گریه نمی کنداشتباه استزن اگر شا...

عشق؛ اتفاق نیستکه با آمدن و رفتن ها از چشم بے افتدعشق؛ تویے ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط