{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمان تو در شعر و غزل واژه ی ناز است

چشمان تو در شعر و غزل واژه ی ناز است
آرام نگاهت بخدا محرم راز است

سرمست شدم یکسره از جام لبانت
لبخند تو زیبا غزلی روح نواز است

از روز ازل مهر تو افتاده به جانم
درنبض دلم عشق تو در سوز و گداز است

تنهایی و دیوانگی ام آه،،، به یک سو
در رسم وفایت،،، چقدر ظلم مجاز است

درحسرتِ دیدار تو جانم به لب آمد
حتی به هوایت دلِ من غرق نیاز است

قلبم نگران در پیِ چشمانِ پر از درد
از عشق نگو عشق فقط خاطره ساز است

دیگر نگهم حوصله ی اشک ندارد
تاکی سفرِ عشق چنین دور و دراز است

#دکتر_سعیدی
دیدگاه ها (۱)

🍁از خدایت گله دارم🍁

ای واژه ی بی معنی، رویایی بی تعبیر آغاز ترین پایان ، آزاد ت...

تقصیر تو شد شعرم اگر مسأله ساز استزیبایـی تـو بیشتر از حدّ م...

بالابلند عشوه گر نقش باز منکوتاه کرد قصه ی زهد دراز مندیدی د...

راز شاعر شدنم عشق غزل خیز تو بودکاسه صبر دلم یکسره لبریز تو ...

رسول چهارمحالی شاعر ازنایی

باذن الله . . . بسم الله. . .هان !!! ای دل !!!!از من خواسته ...

🗣 Hamed Zamani🎵 Delaram#HamedZamaniبخت باز آید از آن در که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط