سناریو پسرای اسلایدرین وقتی معتاد به قهوه شدیم
سناریو پسرای اسلایدرین وقتی معتاد به قهوه شدیم
دراکو/ریگی:
هعی ا/ت اجازه نمیدم این قهوه رو بخوری
ا/ت:من نمیتونم قهوه نخورم تروخدا از فردا دیگه نمیخورم
دراکو/ریگی محکم میبوستت
دراکو/ریگی:بجای قهوه اینکارو بکن
متیو:
هعی عزیزم نه این اشتباه
ا/ت:خودت سیگار دستته
متی:ام خب باشه اصن هیچی دیگه نمیگم
تام:
حق خردن اونو نداری
ا/ت:رییسم نیستی
ولی شوهرت هستم
ا/ت:یه چیزی بگو که نخورم
اگه بخوری امشب بچه دار میشه
ا/ت:ام خب اوکی مرسی نمیخورم
تئو:
تئو: هعیییی نه اونو نخور
چرا
تئو:چون خانم قشنگ من معتاد به کافئین نیست
سیکتیر بابا نمیتونی جلومو بگیری
تئو:نمیزارم بخوری
ا/ت دمپایی شو از زمین ور میداره و ناز میده*
تئو:دلیل قانع کننده ای بود عزیزم
انزو:
نه عشقم نخور
ا/ت: انزو لطفا *با قیافه کیوت*
نه برات شکلات داغ درست کردم با مارشملو که دوسش داری بیا بخوری
ا/ت:باشه و *لپ انزو رو میبوسه*
بچه ها سعی کردم زیاد بنویسم بوس بای🎀🗿
دراکو/ریگی:
هعی ا/ت اجازه نمیدم این قهوه رو بخوری
ا/ت:من نمیتونم قهوه نخورم تروخدا از فردا دیگه نمیخورم
دراکو/ریگی محکم میبوستت
دراکو/ریگی:بجای قهوه اینکارو بکن
متیو:
هعی عزیزم نه این اشتباه
ا/ت:خودت سیگار دستته
متی:ام خب باشه اصن هیچی دیگه نمیگم
تام:
حق خردن اونو نداری
ا/ت:رییسم نیستی
ولی شوهرت هستم
ا/ت:یه چیزی بگو که نخورم
اگه بخوری امشب بچه دار میشه
ا/ت:ام خب اوکی مرسی نمیخورم
تئو:
تئو: هعیییی نه اونو نخور
چرا
تئو:چون خانم قشنگ من معتاد به کافئین نیست
سیکتیر بابا نمیتونی جلومو بگیری
تئو:نمیزارم بخوری
ا/ت دمپایی شو از زمین ور میداره و ناز میده*
تئو:دلیل قانع کننده ای بود عزیزم
انزو:
نه عشقم نخور
ا/ت: انزو لطفا *با قیافه کیوت*
نه برات شکلات داغ درست کردم با مارشملو که دوسش داری بیا بخوری
ا/ت:باشه و *لپ انزو رو میبوسه*
بچه ها سعی کردم زیاد بنویسم بوس بای🎀🗿
- ۱۶۵
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط