ودیگر جوان نمیشوم

ودیگر جوان نمیشوم
نه به وعده ی عشق و نه به وعده ی چشمان تو
و دیگر به شوق نمی آیم
نه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو

چه نامرادی تلخی
و دریغا 
چه تلخ تلخ فرو میریزم
با سنگینی این غربت عمیق در سرزمین اجدادی خویش
و مگر فراموش میشود

#محمدرضا_عبدالملکیان
دیدگاه ها (۱)

.یک روزکه حال دلم بهتر شد،برای تمام روزهاییکه دوام آوردم،آرا...

### پارت دوم: «بوی طعمه در تاریکی»فضای بار در یک آن چنان منق...

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۴

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

و دیگر جوان نمیشومنه به وعده ی عشق ونه به وعده ی چشمان توو د...

و دیگر جوان نمیشومنه به وعده ی عشق و نه به وعده ی چشمان تو و...

و دیگر جوان نمیشومنه به وعده ی عشق ونه به وعده ی چشمان تو !و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط