{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌ زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم ،

‌ ‌ زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم ،
همه تعبیر دمی بود و نمیدانستیم

حسرت رد شدن ثانیه های کوچک ، فرصت محترمی بود و نمیدانستیم

عمر ما جمله به سر رفت و به قول سهراب ،
آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم . ......
دیدگاه ها (۲)

گفٖتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزدگـفـتـا خنک نسیمی کـز کـوی د...

نعمت فقط باران نیستگاهی « خدا »« دوستانی »نازل می کند زلال ...

دلم کمی خدا میخواهدبرای خوب بودنبرای خوبی کردن برای گوش دادن...

بعضی چیزهـای زیبـا در این دنیـا؛نه دیـده میشونـدو نه قـابـل ...

📚موهبتی به‌نام زندگیتا برق قطع نشود، قدرش را نمی‌دانیم. تا ش...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳جونگوک عکس را از سامان گرفت و ب...

پارت سوم شروعی دوباره

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 137✦..................

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 148✦...................

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط