{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه ، ولی رفتی بی آنکه ب

نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه ، ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی
دیدگاه ها (۱)

کاش تو چایی بودی و من قند ، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی...

نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه ، ولی رفتی بی آنکه به ف...

صندوقچه ای بهر دلت خواهم بود / دریا شوی ، تو ساحلت خواهم بود...

نمی‌دانم چه رازی خفته در چشمان زیبایت...که عاقل سمت چشمت می‌...

نمی دانم برای چند نفر گریه کنم

تنت گره به تنم خورده مثل ریشه وُ خاکبرای غربت روحم وطن و تن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط