PART
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART²
(مین سوآ+)(کیم سوکجین–)(کسی که از کمپانی تماس میگیره/)
سوآ وسایلش رو برداشت که بره ولی با صدای جین ایستاد.
–صبر کن!
+بله؟
جین میخواست اعتراف کنه که از کار سوآ خوشش اومده اما غرورش اجازه نداد که این کار رو بکنه پس تصمیم میگیره به طرز غیر مستقیم بگه...
–امروز کارت بدک نبود اما جا داره بهتر بشه!فردا سر وقت اینجا باش.
+بله ممنونم
سوآ خداحافظی میکنه و جین تنها توی اتاق میمونه و از اینکه دروغ گفته درمورد کار سوآ خودش رو سرزنش میکنه چون کار سوآ بی نظیر بود!
سوآ از کمپانی خارج میشه و پیاده به سمت خونش میره وقتی میرسه سریع به سمت اتاقش میره و خودش رو روی تخت میندازه و خواب میره چون روز سختی داشته حدوداً 2 ساعت از خوابش گذشته بود که گوشیش زنگ میخوره از کمپانی بود.
/خانم مین!امروز اعضا تصمیم گرفتن فن میتینگ برگزار کنند میتونید دوباره بیاید تا جین رو آماده کنید؟
+اوه اوکی
تلفن رو قطع میکنه و گوشیش رو میزاره کنارش و آهی میکشه
+دوباره باید با اون مرد لجباز سر و کار بزنم!
سوآ وسایلش رو برمیداره و دوباره به سمت کمپانی میره وقتی میرسه جین توی اتاق بود تا سوآ بیاد و میکاپش کنه.سوآ توقع داشت جین دوباره لجبازی کنه اما خیلی آروم نشسته بود روی صندلی...
–شروع کن!
سوآ از لجبازی نکردن جین تعجب کرد اما سریعا کارش رو شروع کرد و وقتی میخواست برای جین کمی رژ لب پر رنگ تر از لباش بزنه فاصلشون خیلی کم شد و جین کمی هول شد و سوآ رو کمی هل داد عقب تا ازش فاصله بگیره اما سوآ میفته زمین و جین کمکش میکنه بلند بشه!
–قانون جدید!حق نداری کمتر از 10 سانت با من فاصله داشته باشی.
+اوکی ولی رفتارتون جالب نبود!
–اینجا من تصمیم میگیرم
سوآ سکوت میکنه و میکاپ جین رو تموم میکنه و جین میره وقتی فن میتینگ شروع میشه سوآ کنار بقیه میکاپ آرتیست ها ایستاده تا در صورت مشکل به جین رسیدگی کنه.
جین در طول فن میتینگ رفتار خوبی داشت و با طرفدار هاش خیلی خوب رفتار میکرد و این باعث شد سوآ حسادت کنه ولی سریع اون حس رو پوشوند،جین کلی خوراکی از طرفداراش دریافت کرده بود و بعد از آن میتینگ یکیش رو میده به سوآ...
–فقط چون امروز خیلی سختی کشیدی
همه شروع میکنن به دست زدن
وقتی سوآ بستهی خوراکی رو میگیره ناخواسته لبخند کوچیکی میزنه و همین لبخند چند لحظه نگاه جین رو روی صورتش ثابت نگه میداره.
جین سریع نگاهش رو میدزده و زمزمه میکنه
–عادت نکن… فقط امروز بود.
اما جین میدونست که حقیقت کاری که انجام میده چیز دیگه ایه ولی تصمیم گرفت هم خودش هم سوآ رو نسبت به احساساتش گول بزنه،چون فکر میکنه این بهترین تصمیمی هست که میتونه بگیره!
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PART²
(مین سوآ+)(کیم سوکجین–)(کسی که از کمپانی تماس میگیره/)
سوآ وسایلش رو برداشت که بره ولی با صدای جین ایستاد.
–صبر کن!
+بله؟
جین میخواست اعتراف کنه که از کار سوآ خوشش اومده اما غرورش اجازه نداد که این کار رو بکنه پس تصمیم میگیره به طرز غیر مستقیم بگه...
–امروز کارت بدک نبود اما جا داره بهتر بشه!فردا سر وقت اینجا باش.
+بله ممنونم
سوآ خداحافظی میکنه و جین تنها توی اتاق میمونه و از اینکه دروغ گفته درمورد کار سوآ خودش رو سرزنش میکنه چون کار سوآ بی نظیر بود!
سوآ از کمپانی خارج میشه و پیاده به سمت خونش میره وقتی میرسه سریع به سمت اتاقش میره و خودش رو روی تخت میندازه و خواب میره چون روز سختی داشته حدوداً 2 ساعت از خوابش گذشته بود که گوشیش زنگ میخوره از کمپانی بود.
/خانم مین!امروز اعضا تصمیم گرفتن فن میتینگ برگزار کنند میتونید دوباره بیاید تا جین رو آماده کنید؟
+اوه اوکی
تلفن رو قطع میکنه و گوشیش رو میزاره کنارش و آهی میکشه
+دوباره باید با اون مرد لجباز سر و کار بزنم!
سوآ وسایلش رو برمیداره و دوباره به سمت کمپانی میره وقتی میرسه جین توی اتاق بود تا سوآ بیاد و میکاپش کنه.سوآ توقع داشت جین دوباره لجبازی کنه اما خیلی آروم نشسته بود روی صندلی...
–شروع کن!
سوآ از لجبازی نکردن جین تعجب کرد اما سریعا کارش رو شروع کرد و وقتی میخواست برای جین کمی رژ لب پر رنگ تر از لباش بزنه فاصلشون خیلی کم شد و جین کمی هول شد و سوآ رو کمی هل داد عقب تا ازش فاصله بگیره اما سوآ میفته زمین و جین کمکش میکنه بلند بشه!
–قانون جدید!حق نداری کمتر از 10 سانت با من فاصله داشته باشی.
+اوکی ولی رفتارتون جالب نبود!
–اینجا من تصمیم میگیرم
سوآ سکوت میکنه و میکاپ جین رو تموم میکنه و جین میره وقتی فن میتینگ شروع میشه سوآ کنار بقیه میکاپ آرتیست ها ایستاده تا در صورت مشکل به جین رسیدگی کنه.
جین در طول فن میتینگ رفتار خوبی داشت و با طرفدار هاش خیلی خوب رفتار میکرد و این باعث شد سوآ حسادت کنه ولی سریع اون حس رو پوشوند،جین کلی خوراکی از طرفداراش دریافت کرده بود و بعد از آن میتینگ یکیش رو میده به سوآ...
–فقط چون امروز خیلی سختی کشیدی
همه شروع میکنن به دست زدن
وقتی سوآ بستهی خوراکی رو میگیره ناخواسته لبخند کوچیکی میزنه و همین لبخند چند لحظه نگاه جین رو روی صورتش ثابت نگه میداره.
جین سریع نگاهش رو میدزده و زمزمه میکنه
–عادت نکن… فقط امروز بود.
اما جین میدونست که حقیقت کاری که انجام میده چیز دیگه ایه ولی تصمیم گرفت هم خودش هم سوآ رو نسبت به احساساتش گول بزنه،چون فکر میکنه این بهترین تصمیمی هست که میتونه بگیره!
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۱.۶k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط