{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز آنقدر عاشقی

هنوز آنقدر عاشقی
که حتی
وقتی به من فکر می کنی
شعرهایت
بوی مرا می گیرند...

پس بگذار معشوقه ات بمانم ؛
شب ها
به دفترت بیایم و شاعرت کنم
و روزها
درتب و تاب آشپزخانه ام
تَه بگیرم ...

من به همین هم راضی ام
که بگذاری
در خانه ی کوچک شعرهایت
" خانومی" کنم ...
دیدگاه ها (۲)

ای تو غایب زبرم حاضر جانم شده ایمرحم زخم دل و روح و روانم شد...

من قانعم شبانه به خوابی ببینمتاما فقط بیا که حسابی ببینمتحسر...

مثل شعری عاشقانه ، خواندنت را دوست دارممهمان قلب من باش، مان...

زد هوایت بر سرم، سرتاسرم را باد برد تا قلم در دست غم شد ، جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط