{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MY DADDY

MY DADDY
......................................
P⁴

هانا و کوک: به یه شکلی😏😏

همه: خفه شین

هانا و کوک: باشه بابا

دبیر: چون امروز بعضی هاتون خراب کردید فردا دوباره میگیرم

جین: ننههههه آاااااققاااااییییی ککککیییمممم

سوهو: وای من الان میمیرم

دبیر: نه نه روز خوبی داشته باشید(از کلاس رفت)

یجی: وای نه باز امتحان

نامجون: بچه زنگ تفریحه بیاین بریم کافه ی دبیرستان

کوک: بریم

همه به کافه رفتیم و سر یه میز نشستیم

وو سوک: خب خب چی می‌خورید سفارش بدم

سوهوک: م....

هانا: برا همه شیر کاکائو سفارش بده

کوک: نه من شیر موز میخوام (گریه کیوت)

هانا:(صورتشو به صورت کوک نزدیک کرد و لپشو به صورت کیوت کشید)باشه برا این نینی کوشولو شیر موز بگیر

ووسوک: باش😂😂

ووسوک رفت و سفارش داد آورد

وو سوک: خب اینم شیر کاکائو(به همه داد شیر موز رو نزدیک صورت کوک کرد) اینم برا نینی کوشولومون

همه:😂😂

کوک: (خیلی کیوت خجالت کشید )

هانا:باشه بابا حالا چصی نشو

کوک: (پشتشو میکنه سمت هانا)قهرم

هانا:(از پشت بغلش کرد)باشه بابا ببخشید

تهیونگ: حالا ول کنید حالا میگم زنگ بعد شیمی داریم نکنه خانم لی بخواد امتحان بگیره

کوک:(با تعجب برميگرده) وای راست میگی

یجی: بابا تو و هانا نباید حرف بزنید شما که همیشه بیستید

هانا: بابا ما کارمون سخت تره بیست میگیریم چون بیشتر می‌خونیم

نامجون: قانع کننده بود

هانا: معلومه

بعد کلی حرف زدن رفتیم تو کلاس

................‌...............

حمایت!
دیدگاه ها (۰)

MY DADDY...............................P⁵بعد کلی حرف زدن رفت...

MY DADDY...............................P⁶ویو کوک از اون موقع...

MY DADDY...................................P³هانا: کاشکی خفه...

MY DADDY...........................................P²هانا: م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط