{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر در دل ناشناسی حلقه زد، گفتم که باشی؟

بر در دل ناشناسی حلقه زد، گفتم که باشی؟
گفت در بگشا امیدم، عاقبت از ره رسیدم

گفتم آخ، دیر کردی نا امیدی کُشت دل را
رو بجو زنده دلی را، من امید از تو بریدم!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۲)

بی تو سخت حال دنیا خوب نیستای حال دنیای بهترم، یادت بخیر...#...

چرا دلش نمی‌گیرد؟مگر شهرشان غروب ندارد!#ارس_آرامی

زندگی بعد تو در حالت تکرارش ماند!!#ارس_آرامی

پنج‌شنبه ابری‌ست با بغضروی دشت خاطراها...پنج‌شنبه پنج نم بار...

PART:¹⁴/ احساس ؟ اعتقادی بهش ندارم ( پوزخند) _ نبایدم داشته ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁸..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨لوسیا از شوک چشماش باز تر شد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط