{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پا به پای کودکی هایم بیا....

پا به پای کودکی هایم بیا....
کفشهایت را به پا کن تا به تا...

قاه قاه_خنده ات را ساز کن...
باز هم با خنده ات اعجاز کن...

خاله بازی کن به رسم کودکی....
با همان چادر نماز پولکی...

طعم چای و قوری گلدارمان...
لحظه های ناب بی تکرارمان...

مادری از جنس باران داشتیم...
درکنارش خواب آسان داشتیم...

یا پدر،اسطوره ی دنیای ما...
قهرمان باور زیبای ما...

قصه های هرشب مادر بزرگ...
ماجرای بزبز قندی و گرگ...

غصه هرگز فرصت جولان نداشت...
خنده های کودکی پایان نداشت...

هرکسی رنگ خودش بی شیله بود...
ثروت هر بچه قدری تیله بود...

ای شریک نان و گردو و پنیر...
همکلاسی، باز دستم را بگیر...
دیدگاه ها (۱)

dark life =22

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁵ویو تهیونگ که یهو یونا داد زد: ...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

پا به پای کودکی هایم بیاکفشهایت را به پا کن تا به تاقاه قاه_...

پا به پای کودکی هایم بیاکفشهایت را به پا کن تا به تاقاه قاه_...

پا به پای کودکی هایم بیا کفشهایت را به پا کن تا به تا قاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط