{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتشی بود و فسرد

آتشی بود و فسرد
رشته ای بود و گسست
دل چو از بند تو رست
جام جادوئی اندوه شکست

آمدم تا بتو آویزم
لیک دیدم که تو آن شاخه بی برگی
لیک دیدم که تو به چهره امیدم
خنده مرگی

وه چه شیرینست
بر سر گور تو ای عشق نیازآلود
پای کوبیدن
وه چه شیرینست
از تو ای بوسه سوزنده مرگ آور
چشم پوشیدن

وه چه شیرینست
از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن
در بروی غم دل بستن
که بهشت اینجاست
بخدا سایه ابر و لب کشت اینجاست

تو همان به که نیندیشی
بمن و درد روانسوزم
که من از درد نیاسایم
که من از شعله نیفروزم

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۲)

آتشی بود و فسردرشته ای بود و گسستدل چو از بند تو رستجام جادو...

آتشی بود و فسردرشته ای بود و گسستدل چو از بند تو رستجام جادو...

آتشی بود و فسردرشته‌ای بود و گسستدل چو از بند تو رستجامِ جاد...

آتشی بود و فسردرشته‌ای بود و گسستدل چو از بند تو رست جامِ جا...

آتشی بود و فسرد رشته ای بود و گسست دل چو از بند تو رست جام ِ...

آمدم تا به تو آویزملیک دیدم که تو آن شاخه ی بی برگیوه چه شیر...

به که باید دل بستبه که باید دل بست؟به که شاید دل بست؟سینه ها...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 به که باید دل بست به که باید دل بست؟ ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۸۴قلبم خيلي هول شروع به کوبید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط