{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جای ماندن نیست،دنیا را رها کن پر بکش  

جای ماندن نیست،دنیا را رها کن پر بکش  

قهوه ات را مَرد ،امشب با کمی سم سر بکش

.

بی تفاوت رد شو از مردم، میان دفترت

سنگ باش و گوش احساسات خود را کَر بکش

.

گوشه ای دور از هیاهوهای شهر لعنتی

پُک بزن سیگار خود را،زجر هم کمتر بکش!

.

عشق یعنی یک دروغ محض، نوعی درد سخت

دست از این کذب درد آور، از این باور بکش

.

دست از این زندگی، از این بلای سهم گین

از جنایت های این دنیای زجر آور بکش

.

نیست جای لحظه ای تردید،چشمت را ببند

قهوه ات را مَرد امشب با کمی سم سر بکش

.
دیدگاه ها (۲)

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردیلیلا چرا پیراهن زیبا تنت کرد...

سلاااام ... صبح همگی بخیر دوستان خوبم ...

گفته بودی که دگر زلف پریشان نکنیماه را روز و شب چارده حیران ...

شکسته - بسته بگویم سلام ریحانهسلام ای غزل ناتمام ریحانه ستار...

تکپارتی یونگیشوگا: گوش کنشوگا: مادرم... همینجوری مُردات: ها؟...

ليوان رو سرِ جاى قبليش برگردوندى و نگاهِ بدى بهش انداختى:"ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط