{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که هر وقت عجله ای در کار بود

من که هر وقت عجله ای در کار بود
کلید را در جیبم پیدا نمی کردم،
طبیعی بود اگر جمله ی دوستت دارم را به موقع در دهانم پیدا نکنم...

تو مثل تمام معشوقه های دنیا دیرت شده بود و باید می رفتی،
رفتی
و بعد از رفتنت
بارها گفتم دوستت دارم،
بارها و بارها...

مثل دیوانه ای که رو به خیابان ایستاده
وکلید را مدام در قفلی می چرخاند که نیست!
دیدگاه ها (۱)

تو عادت منی ، ترکت نخواهم کرد ... ...

😔 😔 😔

#دروغه#مازیارفلاحی

#استرس_نداشته_باشیم 💪 🍃

فاصله یک لبخند تا جنون

افسانه‌ی گل صورتیپارت پنجم | شاهزاده‌ی گمشدهسه روز از ناپدید...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت بیستم | سقوط نقشهروز نمایشگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط