{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابک@

پر غرور میرفت طوری که انگار صف کشیده بودند برای داشتنش...
آخرین بار که دیدمش او از تنهایی دق کرده بود و من از نداشتنش!
دیدگاه ها (۰)

بابک@

بابک@

بابک@

بابک@

⁨چی بگم از این لحظه ی پر غرور که در سرداب حرم حضرت ابالفضل(ع...

این وضـعیت آنی نبود که می خواسـتم. چند سـال پیش فکر میکردم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط