اردیبهشت بیتو برایم جهنم است
اردیبهشت بیتو برایم جهنم است
اردیجهنمی که همیشه پر از غم است
اینجا به اوج عشق و علاقه نمیرسی
اینجا حضور خاطرهها گیج و مبهم است
میترسم از خودم به خودم طعنه میزنم
این طعنهها برای رسیدن به تو کم است
هر لحظه مثل صاعقه در من نشستهای
سیلیِ دست حادثههامان چه محکم است
کاری به جز شکستن وزن غزل نبود
وقتی که زخم قافیهات عین مرهم است
اردیبهشت گفتی و گفتم نمیروم
آخر بهشت بیتو برایم جهنم است
اردیجهنمی که همیشه پر از غم است
اینجا به اوج عشق و علاقه نمیرسی
اینجا حضور خاطرهها گیج و مبهم است
میترسم از خودم به خودم طعنه میزنم
این طعنهها برای رسیدن به تو کم است
هر لحظه مثل صاعقه در من نشستهای
سیلیِ دست حادثههامان چه محکم است
کاری به جز شکستن وزن غزل نبود
وقتی که زخم قافیهات عین مرهم است
اردیبهشت گفتی و گفتم نمیروم
آخر بهشت بیتو برایم جهنم است
- ۴۹۱
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط