{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مبدا گوش های او صوت کشیدن است

مبدأ گوش های او ، صوت کشیدن است .
تا زمانی که به دنیا می آید ، پردهٔ صوتی ای در اعماقش بافته میشود و آنگاه تمام صدا های زندگی را میشنود .
آن زمان زندگی واقا هیچ چیز نیست به جز صدا ...
طبیعت و آدم ها ، شهر ها و اشیا ، هر کدام نُت های خود را دارند ...
به ترتیب اما چیده می‌شوند ، به شیوه ای که مغز را بدرند و به روح برسند و روح را بخورند .
بی آنکه بفهمد .
تا شبی که حقیقتا روحی نماند .
آنگاه روحی سر بر می‌گرداند و به جامعه مینگرد ، زیرا باید تمام کسانی را که به راحتی زندگی می‌کنند ، به راحتی به قتل برساند .
دیدگاه ها (۰)

شب را بیدار ماند تا زمانی که کوچک ترین عقربهٔ ساعت روی پنج ر...

1یک فرد بود در خیابان ها راه می‌رفت اما یک پالتوی شبیه برگ م...

شب را نمیداند .زیرا که ، زیرا که .... ... که تمایزی نمی‌بیند...

یک هفته ای میشود که به این نتیجه رسیده ، بله ...امروز پرستار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط