نذر کردم گر ز دست محنت هجران نمیرم
نذر کردم گر ز دست محنت هجران نمیرم
آستانت را ببوسم، آستینت را بگیرم
در همه ملکی بزرگم من که در دستت زبونم
در همه شهری عزیزم من که در چشمت حقیرم
آه
من اگر میدانستم
دنیا اینقدر شلوغ است
نمیآمدم!
صبر میکردم بعدها..
آخر اینهمه راه آمدم
دلم میخواست
تنها تـو را ببینم
دلم میخواست
تـو را "تنها" ببینم..!
آستانت را ببوسم، آستینت را بگیرم
در همه ملکی بزرگم من که در دستت زبونم
در همه شهری عزیزم من که در چشمت حقیرم
آه
من اگر میدانستم
دنیا اینقدر شلوغ است
نمیآمدم!
صبر میکردم بعدها..
آخر اینهمه راه آمدم
دلم میخواست
تنها تـو را ببینم
دلم میخواست
تـو را "تنها" ببینم..!
- ۱.۰k
- ۲۲ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط