my little mochipart
my little mochi:part5
جیمین ویو:
آروم دم گوش نامجون گفتم.
جیمین:هیونگ قرص هیت همراهت داری.
نامجون: آره. برای چی میخوای!؟
جیمین:خب راستش...... آمممم....چطور بگم.
یهو یه آلفا دیگه اومد و گفت.
ته:چون هیت شده.
و بطری ویسکی رو باز کرد.منم با خجالت سر تکون دادم.
جیمین:آ....آ... آره هیونگ.
نامی: آهان.
نامجون از توی کیف یه قرص در آورد و بهم داد منم سری رفتم توی دستشویی و قرص رو خوردم.
آروم روی زمین نشستم اما قرص تأثیر نداشت و منم حالم بدتر میشد.
یه بوی سیگار اومد و من بیشتر حالم بد میشد. که یهو یکی در زد.
جیمین:کیه!؟(لرزان)
یونگی:نمیخوای از اون تو بیای.
جیمین: کار دارم. برو.(قاطع و لرزان)
یونگی: مطمئنی توت فرنگی (پوزخند)
جیمین ویو:
آروم دم گوش نامجون گفتم.
جیمین:هیونگ قرص هیت همراهت داری.
نامجون: آره. برای چی میخوای!؟
جیمین:خب راستش...... آمممم....چطور بگم.
یهو یه آلفا دیگه اومد و گفت.
ته:چون هیت شده.
و بطری ویسکی رو باز کرد.منم با خجالت سر تکون دادم.
جیمین:آ....آ... آره هیونگ.
نامی: آهان.
نامجون از توی کیف یه قرص در آورد و بهم داد منم سری رفتم توی دستشویی و قرص رو خوردم.
آروم روی زمین نشستم اما قرص تأثیر نداشت و منم حالم بدتر میشد.
یه بوی سیگار اومد و من بیشتر حالم بد میشد. که یهو یکی در زد.
جیمین:کیه!؟(لرزان)
یونگی:نمیخوای از اون تو بیای.
جیمین: کار دارم. برو.(قاطع و لرزان)
یونگی: مطمئنی توت فرنگی (پوزخند)
- ۲۳۳
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط