{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my little mochipart

my little mochi:part4
یونگی ویو:
بعد از اینکه رفتم دنبال تهیونگ رفتیم
سمت بار که یه چهر آشنا دیدم. وایسا
ببینم اون کیم نامجون!؟ اون سه تا
امگا کی هستن پیشش. تصمیم گرفتم با تهیونگ بریم پیششون که
دیدم نامجون یکیشون رو بوسید.

رفتم کنارش نشستم و دستم رو
گذاشتم روی شونش که با تعجب
برگشت.

یونگی:دلم برات تنگ شده بود رفیق قدیمی.

نامجون محکم زد توی سرم.

نامجون:نمیگی سکته کنم پسره احمق.

جیمین ویو:

نشسته بودیم که یه آلفا اومد و نشست کنار نامجون.

وقتی دیدمش احساس کردم که خیلی
گرمه برای همین یکم دکمه لباسم رو
باز کردم اما تأثیر نداشت.

آروم رفتم کنار کوک نشستم.

جیمین:کوک امروز چندم!؟

کوک:فکر کنم۱۵.

جیمین:چی!!!!کوک تو قرص هیت داری.

کوک:نه. اما نامجون هیونگ برای
جین آورده میتونی قرض بگیری.

جیمین:ب...ب..باشه.

آروم رفتم کنار نامجون که داشت
با اون آلفا بحث میکرد.
......⁦^⁠_⁠^⁩......
سلام به همگی. صبحتون بخیر. امروز بخاطر ضعیف بودن نت ها ممکن نتونم زیاد پارت بزارم براتون. اما تمام تلاشم رو میکنم
دیدگاه ها (۳)

⁦my little mochi:part3نامجین ویو:جین تو بغل نامجون نشسته بود...

my little mochi: part۲ ویو جیمین:امروز توی مدرسه دوتا آلفا م...

Rz prpr ²⁸ویو یونگی یونگی: باشه الان میام جیهوپ: زودد اماده ...

کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط