{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اون...

(پارت پنجم)
صدای کنید چرخوندن تو در میاد ، احتمالا سونگمینه. رفتم جلوی در :
ا/ت: سلام (سرد)
سونگمین: او..م..سلام
ا/ت: من میرم تو حموم(سرد)
سونگمین: اها...باشه
از کنار سونگمین رد شدم و سمت حموم رفتم ...
یه دوش ۳۰ دقیقه ای گرفتم و اومدم بیرون . دیدم سونگمین رو مبله و داره با گوشیش کار می‌کنه . نگاه زیر چشمی بهم انداخت ولی سریع نگاهشو دزدید. یااا کیم سونگمین عجیب نشده؟رفتم تو اتاق و موهامو خشک کردم و با اتو صافشون کردم. یه میکاپ خیلی ملایم انجام دادم ولی سعی کردم که با همون میکاپ خودم رو اراسته و با وقار نشون بودم . کارم رو تموم کردم و سمت لباسام رفتم. همشون خیلی پر زرق و برق بودن ولی من خیلی لباسای باوقارنه و ساده رو دوست دارم . یک دکلته ی سفید و شلوار پارچه آبی رو بین ستایی که خانم جوپ داده بود دیدم خیلی باز بود و کلی شونه هام معلوم بود .
ا/ت: اصلا به من چه که بازه،، چرا انقد دارم فکر میکنم خودشون دادم پس منم می‌پوشم
همون رو با یه کفش پاشنه دار سفید پوشیدم و بیرون اومدم . سونگمین رو با یه کت و شلوار آبی کاروانی ، پیراهن سفید و کراوات ابی دیدم . یااااا چرا انقد هات شده وایسا ای/تا داری با خودت چی میگی
ا/ت: ب..بیا بریم
ویو سونگمین
لباسام رو پوشیدم وقتی اومدم بیرون ا/ت هم همزمان با من اومد که....

با همکاری اماییی گشنگمممم
https://wisgoon.com/y737021
..🍓✨🐣
دیدگاه ها (۵)

وقتی اون

وقتی اون ...

وقتی اون...

وقتی اون....

داشتم آماده میشدم که کوک در زد کوک : پرنسسم من اومدم خونه لب...

.. MY DOLL.ویو صبح ا.توقتی از خواب بیدار شدم زیر شکمم خیلی د...

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط