وقتی اون...

(پارت چهارم)
تو فکر خودم که یهو دیدم ا/ت بهم از ماشین را زل زده. اصلا به فکر کردن نرسیدم و فقط سوار ماشینم شدم. قلبم داشت به سرعت نور میزد. لعنتی به خودم گفتم و دستم رو روی فرمون فشار دادم و شروع به حرکت کردم.
ویو ا/ت
داشتم گریه میکردم که یهو چشمم به کنارم خورد حس اینکه کسی داره نگاهم میکنه رو داشتم سرم رو برگردونم دیدم سونگمین . دست و پاش رو گم کرده بود شبیه به پاپی کوچولو شده بود ولی هنوزم عصبانی بودم دیدم سونگمین داره سوار ماشین میشه . صادقانه ناراحت شدم که حتی سلام نکرد ولی به هر حال ما که واقعا زن و شوهر نیستیم پس دلیلی نداره که به هم اهمیت بدیم. راننده اومد و شروع به حرکت کرد . رسیدم خونه و لباسایی که برای اون جشن کوفتی بود رو دیدم، کام میتونستم اتیششون بزنم . صدای کنید چرخوندن تو در میاد که...

با همکاری اماییی گشنگمممم
https://wisgoon.com/y737021
..🐣✨🍓
دیدگاه ها (۴)

مافیای من

پارت ۴ (سرنوشت)

سناریو میتسویا پارت ۲

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

سناریو کازتورا پارت اخر

تک پارتی کاراسو

سناریو ران پارت ۲

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط