دلبرا .....
دلبرا .....
از هوس دیدن رویت
دل من تاب ندارد
نگهم خواب ندارد
قلمم! گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد.....
همه گویند به انگشت اشاره
مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر،باهمه تلخی و شیرینی خود میگذرد
عشقها می میرند!
رنگ ها رنگ دگر میگیرند
و
فقط
خاطره هاست.....
که چه شیرین و چه تلخ ......
دست ناخورده به جا می ماند....
از هوس دیدن رویت
دل من تاب ندارد
نگهم خواب ندارد
قلمم! گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد.....
همه گویند به انگشت اشاره
مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر،باهمه تلخی و شیرینی خود میگذرد
عشقها می میرند!
رنگ ها رنگ دگر میگیرند
و
فقط
خاطره هاست.....
که چه شیرین و چه تلخ ......
دست ناخورده به جا می ماند....
- ۵۳۸
- ۳۰ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط