{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای پریزاده و افسانه تو را گم کردم

ای پریزاده و افسانه تو را گم کردم
آشنایِ من و بیگانه تو را گم کردم

عشق! ای شاهدِ آن نیمه‌شبِ بارانی
در همان کوچه، همان خانه تو را گم کردم

در همان لحظه، همان ثانیه‌ی بی‌تابی
با همان حالِ غریبانه تو را گم کردم

دلم از پایه فرو ریخت پس از رفتنِ تو
گنجِ در خانه‌ی ویرانه! تو را گم کردم

شانه‌ام از غمِ بی هم‌نفسی می‌لرزد
هم‌نفس ! بر سرِ این شانه تو را گم کردم

"تا جنون فاصله‌ای نیست از این‌جا که منم" 
ای قرارِ دلِ دیوانه تو را گم کردم

آه، ای لحظه‌ی زیبای سرودن از تو !
آه، ای گوهر دُردانه تو را گم کردم
دیدگاه ها (۲)

اهل نماز میشوم ، جمله نیاز میشومسوی حجاز میشوم "باز مقابلم ت...

برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق ها سَری ای تک گُ...

مناظره خسرو و فرهاد (خسرو و شیرین)نخستین بار گفتش کز کجائیبگ...

«سجاده‌ای که خالی ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

BAD BOY LOVER 💋Part 35 🖤ویو جونگکوک:آدرس را چند بار نگاه کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط